<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss xmlns:itunes="http://www.itunes.com/dtds/podcast-1.0.dtd" version="2.0">
















































































<channel>
<title>Radio Zamaneh</title>
<link>http://zamaaneh.com/</link>
<copyright>Copyright2010</copyright>
<itunes:subtitle>A radio that learns from blogs</itunes:subtitle>
<itunes:author>Radio Zamaneh</itunes:author>
<itunes:summary>Zamaneh is a radio channel operating in Netherlands and broadcast via the Internet , shortwave radio and digital satellite.</itunes:summary>
<itunes:owner>
<itunes:name>Radio Zamaneh</itunes:name>
<itunes:email>contact@radiozamaneh.com</itunes:email>
</itunes:owner>
<itunes:image href="http://radiozamaneh.com/images-new/section4_65.gif" />
<itunes:category text="International">
<itunes:category text="Persian"/>
<itunes:category text="Iran"/>
</itunes:category>
<description></description>
<language>en</language>
<lastBuildDate></lastBuildDate>
<generator>http://www.sixapart.com/movabletype/</generator>
 
<item>
<title>قاچاق حیوانات</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p><strong><small>جاسازی یک توله‌ببر دو ماهه در چمدان مسافری از تایلند به مقصد ایران در هفته‌ی گذشته، باز هم بحث مهم قاچاق حیوانات در سراسر دنیا را در کانون توجه قرار داد. سالانه صدها هزار گونه‌ی کمیاب و یا در حال انقراض از مناطق مختلف دنیا توسط قاچاقچیان به کشورها و یا حتی قاره‌های دیگر منتقل می‌شود و به فروش می‌رسد.</p>

<p>

<p><a href='http://www.zamahang.com/podcast/2010/20100902_AnimalTrafficking_Rohani.mp3'><img src="/pictures-new/musicicon.jpg" alt="Download it Here!" border="0" /></a></p>




</p>

<p>سود فراوان این کار غیر قانونی باعث شکل‌گیری شبکه‌های زنده‌گیری و قاچاق حیوانات شده است. معاهده‌ی جهانی سال ۱۹۷۳ در خصوص تجارت گونه‌های کمیاب، به شدت نسبت به خطرات قاچاق و انتقال غیر قانونی حیوانات هشدار می‌دهد.</small></strong></p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/01_Tiger.jpg' /><br/>
<small><small>توله‌ببر دو ماهه در چمدان مسافری به مقصد ایران کشف شد.</small></small>


</p>

<p>سلاح، مواد مخدر، عتیقه و آثار هنری؛ اینها شاید فهرست اقلامی باشد که در مرکز توجه قاچاقچیان بین‌المللی قرار دارد، اما به این فهرست شناخته شده باید حتماً نام موجودات زنده را نیز افزود: قاچاق انسان و قاچاق حیوانات.</p>

<p> مطابق آمار موجود، قاچاق انسان که به قصد بهره‌کشی، کار اجباری و تن فروشی انجام می‌شود بعد از قاچاق مواد مخدر به همراه قاچاق اسلحه، بزرگ‌ترین تجارت غیر قانونی دنیاست. تخیمن زده‌ می‌شود درآمد قاچاق انسان سالانه رقمی در حدود پنج میلیارد دلار باشد. قربانیان این تجارت آلوده را اکثراً کودکان و زنان تشکیل می‌دهند. طبق برآوردهای سازمان ملل متحد، حدود دو و نیم میلیون نفر در دنیا به طور غیر قانونی توسط قاچاقچیان به نقاط دیگر منتقل شده و مورد سوء استفاده قرار گرفته‌اند.</p>

<p>قاچاق حیوانات در دنیا اما گرچه بازاری به گستردگی قاچاق سلاح، مواد مخدر و انسان ندارد، ولی یکی از عوامل مهم نابودی گونه‌های کمیاب و در حال انقراض است.</p>

<p>هفته‌ی گذشته یک ببر کوچک که به زور در چمدان جاسازی شده بود و قرار بود از تایلند به ایران برود، تیتر مهم بسیاری از رسانه‌های جهان بود. پلیس فرودگاه بانکوک در چمدان یک زن سی‌ویک ساله، توله‌ببر دوماهه‌ای را یافت. این زن قرار بود به هواپیمایی به مقصد تهران سوار شود اما با عبور چمدانش از زیر دستگاه اشعه‌ی ایکس، ماموران پی به وجود یک موجود زنده در کنار یک عروسک بردند. احتمال دارد این زن به جرم قاچاق غیر قانونی ببر به حدود چهارسال زندان محکوم شود. </p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/03_Tiger dead.jpg' /><br/>
<small><small>ببری که در اثر شرایط نامناسب به هنگام قاچاق از تایلند کشته شده است.</small></small>


</p>

<p> این اما نخستین باری نبود که مسافر یک پرواز بین‌المللی سعی داشت یک حیوان کمیاب را به طور مخفیانه با خود به داخل هواپیما ببرد. در سال ۲۰۰۷مسافران پرواز پرو به نیویورک متوجه «مارموست» یا نوعی میمون بسیار کوچک با دمی بلند شدند که از درون کلاه بزرگی بیرون آمده بود. یک مرد آمریکایی به راحتی این جاندار کوچک را در کلاه خود مخفی کرده و وارد هواپیما شده بود.</p>

<p>سال ۲۰۰۸نیز یک مرد بریتانیایی در فرودگاه ریودو ژانیروی برزیل با دو چمدان پر از عنکبوت و رطیل کمیاب دستگیر شد. در سال ۲۰۰۹نیز مردی به هنگام ورود از دوبی به فرودگاه ملبورن در استرالیا دستگیر شد. ماموران گمرک در پاچه‌ی شلوار او دو پرنده را یافتند که روزنامه پیچ شده و بین زیر شلواری و جوراب او قرار گرفته بودند. استرالیا قوانین بسیار سختگیرانه‌ای برای ورود جانداران زنده دارد.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/02_Birds.jpg' /><br/>
<small><small>پرندگانی که در پاچه‌ی شلوار جاسازی شده بودند در فرودگاه ملبورن کشف شدند.</small></small>


</p>

<p>همیشه اما مسافران خوش خیال و سنگدل نیستند که حیوانات کمیاب را در چمدان و زیر شلواری خود مخفی می‌کنند تا از این طریق یا پولی به جیب بزنند یا در خانه‌ی خود نگه‌شان دارند. از این مسافران خطرناک‌تر باندهای قاچاق حیوانات هستند که به طور نظام یافته، مانند قاچاقچیان سلاح و مواد مخدر در سرتاسر دنیا به شکار، زنده‌گیری و حمل و نقل غیرقانونی حیوانات می‌پردازند.</p>

<p>قاچاقچیان حیوانات در سراسر جهان معمولاً به دنبال شکار و انتقال غیر قانونی حیواناتی هستند که نسل آنها در معرض انقراض است. هم‌چنین حیواناتی که دارای خصوصیات کمیاب و یا استتثنایی هستند نیز به شدت مورد توجه این تاجران هستند. انواع و اقسام خزندگان، پرندگان مناطق استوایی، ببر و یوزپلنگ و میمون در خطر صید و انتقال غیر قانونی قرار دارند. تنها در ایتالیا سالانه حدود صد و ده هزار پرنده‌ی رنگارنگ که بیش‌ترشان از آمریکای جنوبی هستند به خانه‌ی مردم راه می‌یابند و یا هدیه داده می‌شوند.</p>

<p>جنگل‌های اکوادور، برزیل، بولیوی و کلمبیا و دیگر اکوسیستم‌های حساس و در معرض خطر مانند آمریکای مرکزی، مکزیک، آرژانیتن، جنگل‌های تایلند و نقاط دیگر مرکز اصلی قاچاق جانواران به اتحادیه‌ی اروپا و ایالات متحده‌ی آمریکاست؛ یعنی مکان‌هایی که تقاضای زیادی برای خرید پوست انواع خزندگان، طوطی‌های دم بلند، مارهای بوآ و پیتون و توله ببرهای کوچک وجود دارد.</p>

<p>ایران نیز محل مناسبی برای قاچاقچیان حیوانات و به خصوص پرندگان شکاری است. مشتریان این پرندگان بیش‌تر در کشورهای حاشیه‌ی جنوبی خلیج فارس قرار دارند و مبالغ گزافی برای تصاحب شاهین، قرقی، بالابان، بحری و عقاب می‌پردازند. پدیده‌ی زنده‌گیری و قاچاق پرندگان شکاری در برخی استان‌های ایران از جمله فارس، گلستان، گیلان، سمنان، سیستان و بلوچستان، هرمزگان و غیره دیده شده است.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/04_Iran.jpg' /><br/>
<small><small>قاچاق پرندگان شکاری از ایران به برخی کشورهای حاشیه‌ی خلیج فارس وجود دارد.</small></small>


</p>

<p>طبق آمار گارد اجرایی محیط زیست استان تهران، در سال گذشته تنها از این استان پانزده پرنده‌ی کمیاب شکاری کشف و ضبط شده است. کمیاب بودن این پرندگان در ایران و سود سرشاری که قاچاق آنها نصیب سوداگران می‌کند سبب شده است تا شبکه‌های قاچاق اقدام به استخدام افراد بومی برای شکار و زنده‌گیری این پرندگان کنند.</p>

<p>اداره کل محیط زیست استان سیستان و بلوچستان پیش از این خبر از کشف یک شبکه‌ی گسترده‌ی شکار و قاچاق پرندگان درشهرستان‌های پابهار و کنارک و در اطراف نوار ساحلی سیستان و بلوچستان داده بود. زیستگاه‌های ساحلی این استان هر سال زمستان، محل گذران پرندگانی است که از مناطق سردتر به این منطقه می‌آیند.</p>

<p>قاچاق گونه‌های کمیاب در دنیا تهدیدی بسیار جدی برای انقراض و نابودی این جانداران محسوب می‌شود. شرایط غیر اصولی زنده گیری و انتقال آنها نیز در بسیاری از موارد منجر به مرگ و از میان رفتن جاندار شده است. گاهی اوقات این جانوران باید از سراسر چند قاره عبور کنند تا به مقصد برسند؛ مسافرتی که در شرایط بسیار دشوار صورت می‌گیرد و آسیب‌های فراوانی را برای آنها به همراه دارد.</p>

<p> برای مقابله با این پدیده در سال ۱۹۷۳معاهده‌ی «تجارت بين‌المللی گونه‌های حيوانات و گياهان وحشي در معرض نابودی» به تصویب رسید و کشورهای مختلف جهان به آن پیوستند.  هدف این معاهده که به معاهده‌ی <span class="caps"><span class="caps">CITES </span></span>نیز معروف است، اطمينان از آن است كه تجارت حيوانات وحشی و گونه‌های گياهی ارزشمند و در خطر انقراض، بقای آنها را دستخوش تهديد نكند. تاکنون ۱۷۵کشور جهان به این معاهده پیوسته‌اند. ایران از سال ۱۳۵۵ آن را امضا کرده است. با اجرای اين معاهده، تجارت حيوانات و گياهان وحشي تبديل به موضوع فرامرزی شده‌است.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/morenews/2010/09/post_1384.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/morenews/2010/09/post_1384.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">محیط زیست</category>


<pubDate>Thu, 02 Sep 2010 16:15:08 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>نمایشگاه نقاشی «آن سوی حجاب» </title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p><strong><small>به گالری کوچک «استار» در شهر لاهه که رسیدم، تابلویی که در ویترین، کنار در ورودی قرار داشت، میخکوبم کرد: پرتره‏ی انتزاعی دو زن چادری با نقابی بر چهره، پس‌زمینه‏ای از رنگ‏های سبز و قهوه‏ای و نشانه‏هایی نیمه‏آشکار از جنوب ایران. نشانه‌ها خوشامدی غریب اما آشنا به من گفتند. وارد گالری شدم و تابلوها گویی ترکیبی همگون از دو نوای ناهمگون را فریاد می‏زدند: هلهله‏ی شادی شب حنابندان و شروه‏خوانی بر دردی ریشه‏دار، هنگام بافتن زیراندازی از حصیر.</p>

<p>

<p><a href='http://www.zamahang.com/podcast/2010/20100831_Kiarash_Namayeshgah_Ansoye_Hejab_ToobaRezaei.mp3'><img src="/pictures-new/musicicon.jpg" alt="Download it Here!" border="0" /></a></p>




</p>

<p>از پس نقابی که بر چهره‌ها پیدا بود، انگار نسیمی شرجی‏ از دریای چشمان نیمه‏پیدای‌شان، مرا دربر می‌گرفت؛ نسیمی که «صبر» را زمزمه می‏کرد؛ صبر بر «تنگی»‏ها و «تنگ‏دستی»‏ها. صبر برای رسیدن زمان بازگشت جاشوها از دریا با دستی پر از ماهی و مروارید. صبر برای رشد فرزندانی که شاید حامیان آینده‏شان باشند و صبر بر سفری به آن‏سوی رؤیاها در «آن‏سوی حجاب».نمایشگاه نقاشی «آن سوی حجاب» از ۲۸ اوت آغاز به‏کار کرده و ۱۸ اثر از یک نقاش جوان ایرانی به نام طوبا رضایی را به معرض نمایش گذاشته شده است. این نمایشگاه تا ۲۴ سپتامبر به کار خود ادامه خواهد داد.با طوبا رضایی، گفت‌وگویی کرده‌ام که می‌خوانید.</small></strong></p>

<p><strong>طوبا رضایی کیست و چه شد که نقاش شد؟</strong></p>

<p>من متولد نوزدهم آذرماه سال ۱۳۵۷ در جنوب ایران و شهر بندرعباس هستم. از بچگی مانند خیلی‏ها عاشق نقاشی بودم و نقاشی می‏کردم، ولی همیشه این کار، قسمتی از زندگی من، در کنار کارهای دیگر بود. <br />
وقتی می‏خواستم در کنکور شرکت کنم، به جایی رسیده بودم که دیگر نقاشی نمی‏توانست یک قسمت زندگی من باشد و شده بود همه‏ی زندگی‏ام. در کنکور هنر شرکت کردم و در رشته‏ی نقاشی در دانشگاه هنر تهران قبول شدم.</p>

<p>در دانشگاه سعی کردم از فرصتی که دراختیارم بود استفاده کنم و تمام سبک‏های مختلف، از فیگوراتیو تا آبستره را امتحان کنم. کم‏کم اما کارهایم شخصی‏تر شدند و چیزهایی در آنها نمایان شدند که ریشه‏ در فرهنگ و فضایی داشتند که در آن بزرگ شده بودم؛ جایی که همان جنوب بود. بناهای جنوب، رنگ‏ها و همین‏طور یک سری فرم‏هایی که متعلق به این منطقه بودند وارد کار من شدند.</p>

<p>من از بچگی در کنار نقاشی، خوشنویسی هم می‏کردم. پدرم خطاط بود. در کل خانواده‏ی پدری‌ام خط‏‌شان خیلی خوب است که روی من هم تأثیر گذاشته است. از همان بچگی، در کنار نقاشی خوشنویسی هم می‏کردم. وقتی وارد دانشگاه شدم، خط را کنار گذاشتم، اما به شکل دیگری وارد کار نقاشی‏ام شد. ریشه‏ی یک‏سری فرم‏هایی که در کار من هستند، همان خوشنویسی نستعلیق و شکسته‏ نستعلیق است.</p>

<p>موقعی که نقاشی می‏کشیدم، سعی می‏کردم حرکت را توی کارهایم به‏وجود بیاورم. احساس می‏کردم که کارهایم به موسیقی و حرکت احتیاج دارد. خودم که کار را می‏کشیدم، احساس می‏کردم که دارد حرکت می‏کند، ولی متوجه بودم وقتی بیننده آن را نگاه می‏کند، این حس را ندارد. برای همین تصمیم گرفتم کار انیمیشن- نقاشی متحرک- را شروع کنم.چند سال در مرکز فرهنگی- هنری صبا که وابسته به صدا و سیما است، کار انیمیشن انجام می‏دادم که حاصل آن دو مجموعه‌ی انیمیشن و چند فیلم کوتاه بودند.</p>

<p>احساس می‏کردم اطلاعاتی که دارم خیلی کافی نیستند و کم هستند. تصمیم گرفتم در خارج از ایران ادامه تحصیل بدهم. در سال ۲۰۰۶ به هلند آمدم و در اوترخت فوق‏لیسانس انیمیشن خواندم. از سال ۲۰۰۷ هم شرکت «انیمیشن ؟؟؟؟» را باز کردم. در حال حاضر هم با یک کمپانی گیم همکاری می‏کنم و کارهای انیمیشن درست می‌کنم. پس از چند سالی که نقاشی را رها کرده بودم و به سمت انیمیشن رفته بودم، حس کردم دلم خیلی برای آن حال و هوا و فضا تنگ شده است. چون انیمیشن کاری گروهی است و آن حالت شخصی و احساسی‏ای که در نقاشی هست، در انیمیشن کم‏تر وجود دارد.</p>

<p>به همین دلیل دوباره به نقاشی برگشتم. الان هم سعی می‏کنم به‏شکلی این‏ دو را ترکیب کنم. یعنی اثر مثبتی را که در نقاشی هست، در انیمیشن استفاده کنم و یک‏سری چیزها را از انیمیشن بگیرم و در نقاشی به‏کار ببندم. البته کار سختی است، ولی سعی‏ام را می‏کنم.</p>

<p><strong>نام نمایشگاه شما «آن‏سوی حجاب» است. چرا «حجاب» و چرا «آن سوی حجاب»؟</strong></p>

<p>در آن سوی حجاب، حقیقتی پنهان است که می‏تواند هم زیبا و خوشایند و هم فاجعه‏ای تلخ و دردناک باشد. این حقیقت وقتی قابل رؤیت می‏شود که آن حجاب‏ها برداشته می‏شوند.در نقاشی‏های من با این‏که حجاب هست، اما این حقیقت هم قابل رؤیت است. یعنی درست است که چهره‏ها با نقاب پوشیده شده‏اند، ولی هم زیبایی‏ها و هم دردهای‏ افراد دیده می‏شود. این حجاب یا نقاب، در کارهای من، حالت سمبلیک دارد. چون همه‏ی ما پشت یک نقاب ظاهری پنهان هستیم.یعنی باورها و عقاید‏مان آن پشت پنهان است و وقتی آشکار می‏شود که ما آنها را بیان کنیم و نشان بدهیم. </p>

<p>بعضی‏ وقت‏ها، وقتی به چهره‏ی یک نفر نگاه می‏کنی، بدون این که حرفی بزند، همه‏چیز مشخص می‌شود. یعنی درون او را می‏توانی از همان ظاهرش، بدون این‏که چیزی بگوید، بفهمی. در نقاشی‏های آخر من، حقیقت پشت حجاب آن‏قدر قوی است که دیگر حجاب چندان دیده نمی‏شود. یعنی حقیقت حجاب را تحت‏الشعاع قرار داده است.</p>

<p><strong>در کارهای شما، بیش‌تر پرتره‏ی انتزاعی یک یا دو زن خودنمایی می‏کنند؛ زن‏هایی که با نشانه‏هایی نیمه‏آشکار از فرهنگ جنوب، آراسته شده‏اند. چه شد که به این سبک کار رسیدید؟</strong></p>

<p>من جنوبی هستم و در جنوب ایران بزرگ شده‏ام. از بچگی در بعضی جاها این زن‏ها را با این نقاب‏ها می‏دیدم و همیشه برایم حالت مرموزی داشتند. چون هم خیلی زیبا بودند و هم این‏که می‏خواستم بدانم پشت آن نقاب‌ها چه شخصیت‌هایی حضور دارند؟ می‌خواستم بدانم صاحب این نقاب‌ها چه شکلی هستند و چه ظاهری دارند؟ <br />
کارهای‏ من سه دوره دارد.</p>

<p>در دوره‏ی اول، از این نقاب‏ها برای نشان دادن زیبایی یک زن استفاده کردم. یعنی زن‏هایی بودند که این نقاب‏ها را داشتند و خیلی هم زیبا بودند، اما این فقط یک حالت ظاهری است و کم‏کم برایم معنا و مفهوم دیگری پیدا کردند. انگار وارد آن نقاب یا آن حجاب شدم.قسمت عمده‏ی کارهای من از خط درست شده‏اند. به این شکل که خط‏های عمودی و افقی درهم بافته می‏شوند و یک سطح و یک سری لایه‏ به‏وجود می‏‏آورند. یعنی آن زن دارد لایه‏های زندگی خود را می‏بافد و به شکلی نشان می‏دهد.</p>

<p>در مرحله‏ی دوم کارهایم، چهره‏ی ظاهری زنان به شکلی پنهان است و در واقع حقیقت درونی آنها بیرون می‏زند. دیگر آن نقاب‏ها برای زیبایی نیستند، بلکه زن را اسیر کرده‏اند. آنها نه نمی‏توانند صحبت کنند و نه می‏توانند ببینند. درواقع دردهای زندگی‏ و حقیقت پنهان پشت نقاب، کم‏کم بیرون می‏آید.شکل زن‏ها در این مرحله از کارهایم حالت ایستا دارد؛ با یک قسمت سیال که بیش‌تر در قسمت سر آنها است. یعنی زن برای این‏که زنده بماند و زندگی کند، باید چشمش را روی یک سری از واقعیت‏ها ببندد و در حالی که ذهنش پر از دغدغه، موج و حرکت است، اما نمی‏تواند آنها را آشکار کند.</p>

<p>در مرحله‏ی سوم، واقعیت‏های پشت حجاب آن‏قدر قوی شده‏اند که دیگر خود حجاب را نمی‏بینیم. در مرحله‏ی دوم کار، هم حجاب دیده می‏شد و هم واقعیت‏های پشت آن.در دوره‏ی سوم کارهایم اما دیگر آن حجاب و نقابی که زن صورتش را با آن پوشانده است، دیده نمی‏شود و واقعیت‏ها دیده می‏شوند.</p>

<p><strong>این واقعیت‏ها چه چیزهایی هستند؟</strong></p>

<p>واقعیت‏ها، دردها و رنج‏هایی هستند که زن در طول تاریخ با آن روبه‌رو بوده است و به شکلی حجاب را تحت‏الشعاع قرار داده‏اند. کار در حال حرکت است و زن‏ها دیگر ایستا و ساکن نیستند. آنها به شکلی در حرکت هستند. یعنی زن می‏خواهد خود را از پشت آن نقاب آزاد کند.</p>

<p><strong>تا به‏حال چند نمایشگاه برگزار کرده‏اید؟</strong></p>

<p>تاکنون پنج نمایشگاه انفرادی و هشت نمایشگاه گروهی داشته‏ام که در ایران، هلند و اتریش برگزار شده‏اند. یکی از کارهایم هم از سال ۲۰۰۲، جزو مجموعه‏ی موزه‏ی هنرهای معاصر ایران قرار گرفته است.</p>

<p><strong>نام این کار چیست؟</strong></p>

<p>جزو سری «افسانه‏ی آفرینش» است.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/radiocity/2010/09/post_581.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/radiocity/2010/09/post_581.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">هفت هنر</category>


<pubDate>Thu, 02 Sep 2010 15:56:30 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>کرد و شیوه‌های مبارزه</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p><strong><small>اگر تاریخ بر اساس دو گروه ستمگر و ستم‌دیده بازنویسی شود، تاریخ ملت کرد در گروه ستمدیده‌ها جای خواهد داشت. از این منظر کرد، لااقل بعد از فروپاشی دولت مادها، نه با تعریف سنتی و نه با تعریف مدرن، نه بر خویش و نه بر دیگران حکومت نکرده است.</p>

<p>این نکته خود بر چند مدلول دیگر دلالت می‌کند:</p>

<p>١- کرد همیشه مورد ستم بوده است.<br />
٢- در مقایسه با ملل دیگر این منطقه، هیچ‌گونه ستمی را بر ملتهای دیگر روا نداشته است.<br /><br />
٣- حداقل از نیمه‌ی دوم قرن بیستم آگاهانه برای رسیدن به حقوق خود مبارزه کرده است.</p>

<p>سئوالی که در این گفت‌وگو در پی پاسخ به آن هستیم این است که چرا ملت کرد تاکنون نتوانسته است به حداقل حقوق خود دست یابد؟ چرا عوامل داخلی بیش از عوامل خارجی در این میان دخالت داشته‌اند؟ روشی که برای رسیدن به حقوق خویش در پیش گرفته‌ایم تا چه میزان موثر بوده است؟</p>

<p>بر اساس وضعیت اجتماعی و سیاسی خاورمیانه در حال حاضر و به‌خصوص اوضاع داخلی ایران و کردستان ایران، موضع‌گیری جدی در مورد روش‌های مبارزه با تاکید بر تحلیل ساختاری تاریخی که در این خصوص ثبت شده، ضروری است. با رامین جهانبگلو، استاد دانشگاه، نویسنده و پژوهشگر سیاسی گفت‌وگویی کرده‌ام که می‌خوانید.</p>

<p>روش‌هایی که تاکنون در مبارزه در پیش گرفته‌ایم، تا چه میزان در خدمت اهداف ما بوده است و خواهند بود؟ کدام روش از روش‌های دیگر موثرتر بوده و از نظر اخلاقی، انسانی و مادی، کم‌ترین آسیب را به اهداف بر حق‌مان وارد می‌سازد؟</strong></small></p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/ramin-jahanbaglou.jpg' /><br/>
<small><small>رامین جهانبگلو، استاد دانشگاه، نویسنده و پژوهشگر سیاسی</small></small>


</p>

<p><strong>دکتر رامین جهانبگلو:</strong> کردها همواره درگیر دو مسئله‌ی اصلی بوده‌اند: از یک‌سو، هنجارها و معیارهای قبیله‌ای که موجب درگیری‌های درونی میان کردها و احزاب آنها شده است و از سوی دیگر رقابت، تنش‌ها و حتی گاهی دوستی میان دولت‌های خاورمیانه که موجب فدا شدن منافع کردها و بی‌توجهی به ارزش‌های فرهنگی و اجتماعی آنها بوده است.</p>

<p>در اینجا باید به این مسئله توجه داشت که فقط پاره‌ای ازمشکلات کردها در عدم تحقق حقوق فرهنگی و اجتماعی آنان به گردن فراز و نشیب‌های سیاست بین‌الملل و تحولات سیاسی در منطقه‌ی خاورمیانه است و بخش اعظم آن در ارتباط است با ذهنیت سیاسی موجود در کردستان و نقش ایدئولوژی‌های سیاسی در ایجاد تنش‌های حزبی و گروهی.</p>

<p>پرسش اصلی در اینجا فقط این نیست که مشکل را چه کسی آفریده بلکه تا چه حد کردهای داخل مرزهای ایران و عراق و سوریه و ترکیه و آنهایی که در اروپا و آمریکا زندگی می‌کنند خود را با گفتمان دموکراسی به معنای به حداقل رساندن تنش‌های خشونت‌آمیز وفق داده اند. اگر کردها در جست‌وجوی آینده‌ای صلح‌آمیز و بدون خشونت در مناطق کردنشین عراق و ایران و ترکیه و سوریه هستند، این واقعیت با مبارزه‌ی مسلحانه به دست نمی‌آید. </p>

<p><strong>فرايند مبارزات ملی و آزادی‌خواهی کرد در کردستان تا چه اندازه شامل خصوصیات یک مبارزه‌ی سالم و عقلانی می‌شود؟</strong></p>

<p>به‌نظر من جوهر جنگ خشونت است، ولی جوهر مبارزه‌ی سالم و عقلانی، عدم خشونت است. خشونت، پناهگاه انسان‌هایی است که از صغارت خویش درنیامده‌اند و قابلیت گفت‌وگو و تعامل و تبادل نظر با دیگران را ندارند. اگر کردها به دنبال ایجاد جامعه‌ای صلح‌آمیز و بدون خشونت هستند، پس مسئله‌ی آنها جابه‌جایی قدرت نیست. جامعه‌ی خشونت پرهیز، بدون صبر و تحمل و بردباری به دست نمی‌آید، ولی مهم‌تر این که در فرایند مبارزه‌ی خشونت پرهیز، چیزی به نام «دوست» و «دشمن» وجود ندارد.</p>

<p>ساختار سیاسی که همراه با عدالت‌جویی و عشق و بخشش نباشد خود در آینده تبدیل به قدرت وحشتناک جدیدی می‌شود. تمامی انقلاب‌ها این را به ما نشان داده‌اند. اگر عدالت‌خواهی کردها در سطح یک شعار سیاسی توخالی باقی بماند و فقط برای به هیجان آوردن مردم در کردستان عراق یا ایرا ن به زبان آورده شود، باید انتظار این را داشت تا سالیان سال، فکر دموکراسی و امکان تمرین آن در میان کردها تحقق نیابد. ایدئولوژی‌هایی که تاکنون در میان کردها شعار چشم در برابر چشم را تبلیغ کرده‌اند، فقط به نابینا کردن تعداد بیش‌تری از کردها کمک کرده‌اند.</p>

<p><strong>آیا ایدئولوژی‌هایی هم‌چون مارکسیسم، لنینیسم، ناسیونالیسم و اسلام سیاسی توانسته‌اند در خدمت اهداف ملت کرد قرار بگیرند؟</strong></p>

<p>تمامی ایدئولوژی‌های نام‌برده در مسیر بردگی انسان معاصر قدم برداشته‌اند؛ هرچند شعار تمامی آنها آزادی و عدالت‌خواهی است، ولی نمایندگان تمام این ایدئولوژی‌ها، دیکتاتورهایی خشن و آدمخوار بوده‌اند. فکر می‌کنم در اینجا باید میان ناسیونالیسم و وطن‌پرستی تفاوت قائل شویم. ناسیوالیسم نوعی از فاناتیسم و کوته‌اندیشی سیاسی است که همواره تبعیض و خشونت را با خود به همراه داشته است.</p>

<p>به قول آلبرت انشتین: «ناسیونالیسم چیزی بیش از عقلانی کردن ایده‌آلیستی نظامی‌گری نیست.»</p>

<p>ناسیونالیسم، یکی از بیماری‌های واگیر سیاست مدرن است که باید با آن مبارزه‌ی فکری کرد، ولی این ربطی به وطن‌پرستی ندارد. وطن پرستی زمانی است که شما پرچم بشریت را در کنار پرچم خود داشته باشید و همیشه نیم نگاهی هم به بدبختی و فلاکت و تراژدی های دیگر اقوام داشته باشید، ولی در مورد مارکسیسم- لنینیسم، فکر میکنم به جرئت می‌توان گفت که نه تنها برای کردها آزادی نیاورده و موجب ایجاد روابط اقتدارطلبانه در میان احزاب کرد شده، بلکه حتی در ایجاد پرسش‌های درست در مورد آینده‌ی کردستان هم ناموفق  بوده است.</p>

<p>مارکسیسم- لنینیسم خود تبدیل به افیون سیاسیون کرد شده که آنها را از خوانش درست مارکس و فیلسوفان دیگر هم برحذر داشته است.</p>

<p><strong>چرا کرد از شیوه‌ی مبارزات مسلحانه استفاده می‌کند و این شیوه تا چه اندازه می‌تواند در خدمت اهداف سیاسی و انسانی آنها باشد؟</strong></p>

<p>به نظر من مبارزه‌ی مسلحانه، بهترین و مناسب‌ترین شیوه‌ی مبارزه و تعامل سیاسی در جهت پیشبرد فکر دموکراسی و نهادینه کردن آن در میان کردها نیست. شاید اگر در گذشته به‌ندرت جریان سیاسی کردی وجود داشت که به نحوی برای پاسخگویی به مسائل سیاسی کردستان دست به اسلحه نمی‌برد، امروزه باید به این امر آگاهی داشت که هرگونه مبارزه‌ی مسلحانه‌ای، کردها را از فضای دموکراتیک و پلورالیستی دور خواهد کرد.</p>

<p>نیم‌نگاهی به مبارزه‌ی مسلحانه‌ی کردها در نیم قرن گذشته به خوبی نشان می‌دهد که خشونت اسلحه، نقد خشونت را به تعویق انداخته است. اینجاست که مرز میان دفاع از خود و  اعمال خشونت روشن می‌شود. مبارزه‌ی مسلحانه، جنگ با قاتلان است نه با قتل. به نظر من امروزه کردها به پختگی فکری و سیاسی لازم رسیده‌اند که با قتل در جنگ باشند.</p>

<p><strong>در چاپ شماره‌ی اول مجله‌ی «نیشتیمان» در سال ١٣٢٣ سرمقاله‌ای تحت عنوان «ما چه می‌خواهیم؟» از سوی حزب ژ- ک منتشر شد که در آن اشاره شده که کردها هرگز از طریق خشونت و مبارزه‌ی مسلحانه به اهداف‌شان نخواهند رسید و تنها راه رسیدن به هدف و آزادی، مبارزه‌ی مدنی است. علی رغم این چرا کردها از شیوه‌ی مبارزات خشونت پرهيز استفاده نکرده‌اند؟</strong></p>

<p>مبارزه‌ی خشونت‌پرهیز، فقط یک روش مقاومت مدنی و مبارزه‌ی سیاسی نیست، بلکه نوعی فرهنگ شهروندی نیز هست. تا زمانی که جامعه‌ی کردنشین بر مبنای دو قطب «دوست» و «دشمن» قرار گرفته باشد و حساب و کتاب سیاسی از توجه به لیاقت‌های فردی و شهروندی بیش‌تر باشد، این فرهنگ عدم خشونت توسعه نخواهد یافت. در اینجا باید به چند نکته اشاره کرد. نخست، عدم خشونت، فرایند اخلاقی کردن سیاست است.</p>

<p>دوم، برای مبارزه‌ی خشونت‌پرهیز باید به فرهنگ قهر و کینه و نفرت پایان داد. سوم، احترام به حیات و بازشناسی «دیگری» از اهمیت خاصی برخوردار است و بالاخره نمی‌توان خشونت‌پرهیز بود و در جست‌وجوی حقیقت نبود و با دروغ مبارزه نکرد. مبارزه‌ی مدنی خشونت‌پرهیز با آموزش شهروندی همراه است؛ یعنی مدنیت باید به صورت شیوه‌ی کنش اجتماعی و سیاسی درآید.</p>

<p><strong>اکثر احزاب مسلح کرد در گفت‌وگوهای تلویزیونی و روزنامه‌ای اعلام می‌کنند که: «ما همان گونه که مبارزات مسلحانه را قبول داریم، به همان شيوه به مبارزات مدنی نيز اعتقاد داریم.» آیا می‌توان هم‌زمان به هر دو شیوه از مبارزه اعتقاد داشت؟ آیا استفاده از هر دو شیوه‌ی مبارزه از لحاظ اخلاقی درست است؟</strong></p>

<p>به نظر من مبارزه‌ی مدنی به معنای ایجاد شبکه‌های شهروندی است که به تکوین و پیشرفت فکر پلورالیسم و کثرت‌گرایی در جامعه کمک می‌کنند. این بدین معناست که غایت زندگی سیاسی ایجاد فضای مشترکی است که در آن من و دیگری در کنار هم قرار می‌گیریم. پس ما هیچ‌گاه فقط برای آزادی شخص خود مبارزه نمی‌کنیم، بلکه در واقع برای آزادی «دیگری» هم تلاش می‌کنیم.</p>

<p>بقای فضای مشترک و متکثر، مستلزم تعادل اخلاقی میان «من و دیگری» است. این تعادل در هر گونه مبارزه‌ی مدنی مهم است و خشونت و دست به اسلحه بردن، این تعادل را به هم می‌زند، چون به معنای تحلیل یا انهدام دیگری است. فراموش نکنیم که «تفاوت» در یک جنبش مدنی خشونت ایجاد نمی‌کند، بلکه از شیوع خشونت جلوگیری می‌کند. دموکراسی در واقع توافق نهادی میان تفاوت‌ها است.</p>

<p><strong>در کردستان و بیش‌تر نقاط ایران، تا از شیوه‌ی مبارزه‌ی عدم خشونت صحبت می‌شود، بلافاصله گفته می‌شود که مبارزات عاری از خشونت، مختص یک دوره‌ی زمانی از تاریخ بوده و اینک برای فضای کنونی ایران عملی نیست؛ یا این که گفته می‌شود با چنین حکومت دیکتاتوری نمی‌توان از این شیوه از مبارزه استفاده کرد. آیا فضا و موقعیت کنونی ایران برای چنین مبارزه‌ای مناسب است؟</strong></p>

<p>تاریخ بشر، تاریخ خشونت است، ولی فراموش نکنیم که  هر زمان و هر کجا که خشونت رخ داده، فکر و عملی نیز برای جلوگیری از آن صورت گرفته است. خشونت‌پرهیزی همیشه در چالش و در شرایط سخت، معنای واقعی خود را می‌یابد. از آنجا که هر جامعه‌ای در هر دوره‌ای از حیات خود مستلزم ایجاد صلح و آرامش است، پس خشونت‌پرهیزی همواره امری کنونی و امروزی است.</p>

<p>امروزه مبارزه با «دروغ» تعلیم اصلی و اساسی است که شهروندان کرد به خود می‌دهند. آنها می‌توانند به جهانیان نشان دهند که فراسوی تمام تنش‌های قبیله‌ای از بلوغ شهروندی برخوردارند که سرمایه‌ی اخلاقی و دموکراسی آینده‌ی آنان خواهد بود. بهترین نمودار این سرمایه‌ی اخلاقی در خشونت پرهیزی شهروندان کرد است. جامعه‌ی ایران که کردها را نیز دربر می‌گیرد، مثل هر جامعه‌ی دیگری دچار مسائل ویژه‌ی خود است و تا زمانی که این مسائل حل نشوند از پیشرفت و استحکام فکر و کنش دموکراتیک جلوگیری خواهد شد.</p>

<p>شاید مهم‌ترین مسئله‌ی ما ایرانیان و اقوامی که در درون ایران در کنار هم زندگی می‌کنند، خشونت سیاسی است. بسیاری از احزاب سیاسی کرد به غلط فکر می‌کنند که این خشونت فقط امری عمودی است که با تغییر دولت و دولتمردان حل خواهد شد، ولی آن‌چه سیر تحول سیاست در کردستان به ما آموخته این است که مسئله‌ی عبور از خشونت فقط یک امر عمودی نیست، بلکه افقی نیز هست زیرا مستلزم تبیین و ترویج فرهنگ عدم خشونت در میان مردم است.</p>

<p><strong>مبارزه‌ی مدنی از چه لحاظی بر مبارزات خشونت‌آمیز برتری دارد؟</strong></p>

<p>از نطر من مبارزه‌ی خشونت پرهیز، نوعی مبارزه‌ی مدنی است، چون هر جنبش مدنی به دنبال تحقق مطالبات اجتماعی و سیاسی خود است ولی برای به دست آوردن این مطالبات باید از مشروعیت اخلاقی برخوردار باشد. روند خشونت پرهیز، کوششی مدنی در جهت ایجاد سازوکاری مسالمت‌آمیز و برای عادلانه کردن رقابت‌های میان شهروندان است.</p>

<p>روند خشونت پرهیز، روندی نفی‌کننده است و آن‌چه را که نفی می‌کند قوانین غیرعادلانه و کنش خشونت در جامعه است. پس اگر مولفه‌ی اساسی یک جنبش مدنی حاکمیت قانون و دفاع از حقوق شهروندی است بنابراین لازمه‌ی آن دستیابی به فرهنگ عدم خشونت است.</p>

<p><strong>در گفتمان احزاب سیاسی کرد، همیشه این جمله آماده است که «ما به ناچار و برای دفاع از خود اسلحه در دست گرفته‌ایم و به غیر از این راه دیگری نداشته‌ایم». آیا راهی کاربردی‌تر از اسلحه برای دفاع وجود دارد؟ این شیوه از دفاع را چگونه می‌توان پیاده کرد؟</strong></p>

<p>بسیاری به غلط، عدم خشونت را به منزله‌ی نوعی انفعال و عقب‌نشینی در مبارزه‌ی اجتماعی و سیاسی بررسی می‌کنند. بعضی‌ها هم معتقدند هرگونه کوششی برای یافتن راه حلی خشونت پرهیز برای مسائل امروز جهان، نوعی ناتوانی در حل بحران‌هاست؛ ولی در حقیقت آن‌چه خشونت پرهیزی به ما نشان می‌دهد این است که ما در همه‌ی فرهنگ‌ها، سنت‌ها و جوامع با چندگانگی نظرات، ارزش‌ها، معیارها و هنجارها روبه‌رو هستیم.</p>

<p>شاید به همین دلیل، این کثرت ایمان‌ها مستلزم زندگی در کثرت است. مقاومت خشونت پرهیز، بدون دست بردن به اسلحه مقابله با هرگونه اندیشه و کنشی است که موجب نفی زندگی در کثرت می‌شود. به عبارت دیگر «نه» گفتن به خشونت به معنای حرمت نهادن به شان و کرامت انسان است و این حرمت گذاشتن فقط به صورت آگاهی اخلاقی امکان‌پذیر است. دفاع از «خود» نوعی آگاهی از «خود دیگری» هم  هست که موجب می‌شود هر فردی برای مبارزه با جنایت، خود تبدیل به جنایتکار نشود.</p>

<p><strong>ما این جمله را از بیش‌تر نخبگان و روشنفکران سیاسی ایران شنیده‌ایم که مبارزات مدنی به رهبر نیاز ندارند. این گفته تا چه اندازه درست است؟ نظر شما درباره‌ی رهبری و مبارزات عاری از خشونت چیست؟</strong></p>

<p>رهبر واقعی هر جنبش، خشونت پرهیزی خود جنبش است. هیچ رهبری نمی‌تواند جنبشی را که طغیان جهل و لمپنیسم است به تنهایی از این وضعیت نجات دهد. فراموش نکنیم که خشونت پرهیزی فقط یک شیوه‌ی مبارزاتی نیست، بلکه یک شیوه‌ی زندگی شهروندی نیز هست. ناشکیبایی و عدم مدارا را فقط با آموزش شهروندی می‌توان از بین برد. قدرت یک جنبش مدنی در ایجاد شبکه‌های شهروندی بر مبنای اخلاق مدنی است و نه داشتن یک رهبر. مهم رهبری نیست، مهم وارد کردن بعد اخلاقی در بعد سیاست است.</p>

<p>چون هدف وسیله را توجیه نمی‌کند، بلکه وسیله خود نمایانگر هدفی است که دنبال می‌شود. به عبارت دیگر میزان‌الحراره‌ی اخلاقی یک جنبش مدنی، درجه‌ی خشونت پرهیزی آن در دفاع از عدالت و حقیقت است، نه رهبران آن. رهبران را مردم انتخاب می‌کنند و می‌پرستند. اگر مردم معتقد به خشونت‌پرهیزی باشند، رهبران نیز دنباله‌روی خواهند کرد. قهرمانان واقعی هر ملتی خادمان آن ملت هستند که منافع ملت را بالاتر از قدرت و قدرت‌طلبی قرار می‌دهند.</p>

<p><strong>آیا مبارزات عاری از خشونت، به استراتژی و سازماندهی نیاز دارد؟</strong></p>

<p>مبارزه‌ی عاری از خشونت، یک جنبش اجتماعی و سیاسی  تو خالی نیست، بلکه بر مبنای تجربه‌ی سقراطی قرار دارد که همواره شهروندان از یکدیگر می‌آموزند. دوم این که، افق استراتژیک خشونت پرهیزی، افقی است متکثر و متنوع. بنابراین خشونت پرهیزی یک گفتار تک‌نگار نیست. سوم، استراتژی خشونت پرهیزی، عشق به قانون‌مداری، حقیقت‌جویی و دوری از تعصب و کینه است. چهارم، خشونت‌پرهیزی مدنی، قیام علیه شر و بی‌عدالتی است. پنجم، خشونت پرهیزی هم‌چون ندای درونی است که به فرد خطاب می‌کند: «تو نخواهی کشت.»</p>

<p><strong>کردها تا چه اندازه به رهبر اخلاقی نیاز دارند و حضور یک رهبر اخلاقی چه نقشی در اخلاقی بودن شیوه‌ی مبارزه خواهد داشت؟</strong></p>

<p>خیلی‌ها به غلط می‌پندارند که فرهنگ و کنش خشونت‌پرهیز در جامعه‌ی خشنی چون جامعه‌ی کردها امری غیرممکن است. مگر غیر از این است که ماندلا در جامعه‌ی آپارتاید و عبدالغفارخان در میان پاتان‌ها (در مرز افغانستان و پاکستان) فرهنگ خشونت پرهیزی و آشتی را برقرار کردند؟ پس چرا کردها نتوانند مبارزهای خشونت پرهیز باشند؟ آیا کردها فقط تولیدکننده‌ی خشونت هستند؟</p>

<p>پس مسئله‌ی اصلی این نیست که برخی سلول‌های خشونت پرهیز دارند و می‌توانند جامعه‌ی دموکراتیک داشته باشند و برخی فاقد این سلول‌ها هستند. مسئله‌ی اصلی نبود اخلاق مدنی است که در دو اصل شفافیت و مسئولیت‌پذیری خلاصه می‌شود. این شفافیت و مسئولیت‌پذیری پاسخگویی به همراه می‌آورد. به نظر من پاسخگو کردن یک دولت یا جامعه‌ به منظور رویارویی با اشتباهات تاریخی است و جلوگیری از رخ دادن مجدد آنها در آینده. اکنون باید دید چگونه می‌توان با حرکت از چنین اندیشه‌ای، مکانیسم و ساختارهایی را ایجاد کرد که به عدم خشونت، تداوم و استحکام  ببخشند.</p>

<p>هرچند که در کردستان افرادی چون گاندی و مارتین لوترکینگ و ماندلا وجود ندارند، ولی برای دست یافتن به گاندیسم از نوع کردی باید در دو سطح فعالیت کرد: از یک‌سو، اندیشه‌ی عدم خشونت را از میراث فرهنگی کردها استخراج کرد و آن را در سطوح مختلف جامعه به کار گرفت و از سوی  دیگر، بستر مناسبی برای ایجاد جنبش‌های شهروندی و اخلاقی مدنی و ضد اقتدارگرایی ایجاد کرد. فراموش نکنیم که پرسش عدم خشونت، فقط یک پرسش سیاسی نیست بلکه کوششی فلسفی برای طرح مسئله‌ی اخلاق خودمختار و خروج از حقارت خویش نیز هست.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/special/2010/09/post_1358.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/special/2010/09/post_1358.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">حقوق بشر</category>


<pubDate>Thu, 02 Sep 2010 15:16:48 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>تمهیدات دولت برای مقابله با اعتراضات احتمالی جمعه</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>در حالی که برخی از معترضان از طریق شبکه‏های اجتماعی مردم را به شرکت در راه‌پیمایی اعتراضی فردا دعوت کرده‏اند، نیروی انتظامی از انجام مانور امنیتی و بسیاری از کاربران از کاهش سرعت و اختلال شدید در اینترنت خبر داده اند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/ghodssss.jpg' /><br/>
<small><small> عکس آرشیوی</small></small>


</p>

<p>به گزارش خبرگزاری فارس، نیروی انتظامی از صبح امروز مانوری تحت عنوان «مهار در تهران» به اجرا درآورده است. حسین ساجدی‌نیا فرمانده نیروی انتظامی تهران دلیل انجام این مانور را «ایجاد تعامل بین نیروی‌های تخصصی پلیس» و برخورد و مقابله با جرائم ذکر کرد.</p>

<p>وی افزود فردا، در روز قدس هم نیروهای انتظامی در تمام نقاط حساس شهر حضور خواهند داشت تا مانع بروز کوچک‌ترین مشکل شوند. </p>

<p><div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">نیروی ویژه ضد شورش در نقاط مرکزی شهر مستقر و به حالت آماده باش درآمده اند تا در صورت لزوم به مداخله بپردازند</span></div></p>

<p>در همین حال گزارش‌های رسيده حاکی از آن است که نیروی ویژه ضد شورش در نقاط مرکزی شهر از جمله میدان هفت تیر، میدان ولی‌عصر و میدان انقلاب با استقرار در اماکن مختلف از جمله استادیوم شیرودی به حالت آماده‌باش درآمده‌اند تا در صورت لزوم به مداخله بپردازند.</p>

<p>سال گذشته در آخرین جمعه ماه رمضان که «روز قدس» نامیده می‌شود، معترضان ایرانی در تهران با حضور در راه‌پیمایی، مقامات امنیتی را غافلگیر و به سردادن شعارهای ضدحکومتی پرداختند.</p>

<p>از سوی دیگر از صبح امروز اختلال شدیدی در اینترنت، به ویژه در تهران گزارش شده است که تقریبا دسترسی اغلب کاربران به انواع مسنجرها و شبکه‌های اجتماعی مانند یوتیوب، تویتر و فیس‌بوک را از میان برده است.</p>

<p>گفته می‌شود سرعت اینترنت دایل اپ تا حداقل یعنی سه کیلوبایت در ثانیه کاهش یافته است و حتی امکان دسترسی به پست الکترونیکی نیز بسیار مشکل شده است.</p>

<p>در همین حال سرعت خطوط پرسرعت نیز به شدت کاهش یافته و به حداقل ممکن رسیده است.</p>

<p>مهدی کروبی نامزد پیشین انتخابات ریاست جمهوری که منزل وی در چند شب گذشته به‌صورت پیاپی هدف حمله مهاجمان لباس شخصی قرار داشته است پیش‌تر اعلام کرده بود که در راه‌پیمایی روز قدس شرکت خواهد کرد.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14224.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14224.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">ایران</category>


<pubDate>Thu, 02 Sep 2010 14:39:07 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>جریحه‌دارشدن غرور ملی آمریکا</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p><strong>روز دو‌شنبه، هشتم شهریور ماه در واشنگتن، پایتخت ایالات متحده آمریکا، تظاهراتی برگزار شد که در رسانه‌های مختلف انعکاس‌های گوناگونی داشت. </p>

<p>

<p><a href='http://www.zamahang.com/podcast/2010/20100829_MaryamMohamadi_Rooyekhat.mp3'><img src="/pictures-new/musicicon.jpg" alt="Download it Here!" border="0" /></a></p>




</p>

<p>یکی از برگزار‌کنندگان اصلی این تظاهرات، سازمان «تی‌ پارتی» یا میهمانی چای بود که با وجود آن که خود را با ارزش‌های تاریخی و فرهنگی آمریکا تعریف می‌کند، معمولاً در عرصه‌ی سیاسی، رابطه‌ی تنگاتنگی با محافظه‌کارترین بخش‌های حزب جمهوری‌خواه آمریکا دارد.</p>

<p>گردهمایی روز دو‌شنبه، نیز تحت عنوان «احیای افتخارات ملی آمریکا» یا «بازگشت به ارزش‌های گذشته‌ی آمریکا» و شعارهایی از این دست تشکیل شده بود و بازتاب گسترده‌ای نیز در مخالفت با سیاست‌های فعلی دولت آمریکا و به‌ویژه طرح‌های باراک اوباما داشت.</p>

<p>مهرداد مشایخی، استاد جامعه‌شناسی دانشگاه جرج تاون واشنگتن، معتقد است مضمون اصلی‌ این تظاهرات سیاسی بوده است.</strong></p>

<p>مهرداد مشایخی: آمریکا در آستانه‌ی انتخابات میان دوره‌ای مجلس در ماه نوامبر است و همیشه از چندماه قبل بسیج‌های سیاسی از سوی دو حزب مهم آمریکا، جمهوری‌خواهان و دموکرات‌ها، آغاز می‌شود. در واقع تجمع روز دو‌شنبه علی‌رغم ادعا و عنوان آن، «احیای افتخار ملی» و این که از سوی محافظه‌کاران و یک طیف گفته شده بود که تجمع ما غیر سیاسی است، ولی در عین حال با محتوایی کاملاً سیاسی برپا شده بود. می‌شود این را به‌نوعی یکی از تجمع‌هایی دانست که محافظه‌کاران در ماه‌های اخیر علیه وضع موجود، یعنی علیه طرح‌های آقای اوباما، برپا کردند و در واقع نوعی تزریق انرژی به هواداران‌شان در سطح کشور است تا در ماه نوامبر برای انتخابات کنگره به حزب جمهوری‌خواه رأی دهند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/mmashayekhi.jpg' /><br/>
<small><small>مهرداد مشایخی، استاد جامعه‌شناسی دانشگاه جرج تاون واشنگتن</small></small>


</p>

<p><strong>ولی جز از راه تحلیل و تفسیر مسائل سیاسی آمریکا، نشانه‌ها و علائمی هم در این گردهمایی بود که نشان دهد یک تظاهرات سیاسی است و در واقع در پیوند با انتخابات آینده‌ی آمریکا برگزار می‌شود. چون شعارهایی که در این گردهمایی مطرح شده، شعارهایی درباره‌ی احیای فرهنگ، تاریخ و ارزش‌های آمریکایی است!</strong></p>

<p>بله؛ در شعارها سعی می‌کردند از شعارهای مستقیم سیاسی که حکومت فعلی را نشانه بگیرد خودداری کنند، ولی در عین‌حال ازجمله کسانی که این تظاهرات را سازماندهی کرده بودند، یکی آقای گلن بک بود که سومین مفسری است که در افکارعمومی آمریکا نفوذ دارد و از معروفیت و شهرت برخوردار است. </p>

<p>او بسیار فرد پرطرفدار و محافظه کار است؛ بسیار محافظه کار است. فرد دیگر خانم سارا پیلینگ، فرماندار سابق آلاسکا بود که در انتخابات ریاست جمهوری گذشته، نقش معاون رییس‌جمهوری را برای آقای مک کین داشت. حضور این دو نفر و شبکه‌هایی که مردم را بسیج کردند، همان گروه‌های معروف به تی‌پارتی یا پارتی چای است که داستانش برمی‌گردد به جنگ استقلال آمریکا علیه انگلستان که یک‌سری گردهمایی‌هایی تحت عنوان چای خوردن برگزار می‌شود و موضوعاتی توسط مردمی که در این جلسات حضور داشتند به خبرنگارها ابراز می‌شود. موضوع‌هایی که بیش‌تر روی آنها حساسیت نشان داده می‌شود، سمبل‌هایی که به‌کار می‌برند و لحن انتقادها برآمده از شرایط اجتماعی و خواست‌هایی برای تغییر است.</p>

<p><strong>رویکرد به مذهب و ایده‌های مذهبی، در مبارزات سیاسی‌ محافظه‌کاران در آمریکا چه زمینه و تاریخی دارد؟</strong></p>

<p>رویکرد کاملاً تازه‌ای نیست. به‌هرحال در دوره‌ی بوش و ریگان پایه‌ی این نوع تجمات و پایه‌ی آن‌چه ما در ادبیات به آن می‌گوییم محافظه‌کاران راست یا نئوکنسرواتیوها یا محافظه‌کاران مذهبی و دینی، زمینه‌ی اینها در واقع در دوره‌ی ریگان ریخته شد.</p>

<p><strong>گردهمایی روز دوشنبه، با چهل و هفتمین سالگرد پیام مشهور مارتین لوترکینگ، رهبر جنبش مدنی آمریکا، برای مبارزه با تبعیض نژادی همزمانی داشت. بر سر این هم‌زمانی هم گویا بحث‌هایی بود و در همین گردهمایی محافظه‌کاران اشاراتی هم شده بود به ایده‌های مارتین لوتر کینگ. بین ایده‌های مارتین لوتر کینگ و خواست‌های محافظه‌کاران، در کجا و چه هم‌پیوندی‌ای وجود دارد؟</strong></p>

<p>اتفاقاً نکته‌ی جالب این است که شما به طور مشخص هم‌پیوندی و رابطه‌ی مستقیمی نمی‌بینید. به همین دلیل هست که تظاهرات مخالفی از سوی یکی از چهره‌های معروفی که در جنبش حقوق مدنی در کنار مارتین لوتر کینگ بود، آقای ال شارتون، که با حکومت اوباما هم بسیار نزدیک و دوست است، ایشان هم یک سازماندهی دیگر کرده بود، البته در مقیاس بسیار کوچک‌تر و بسیاری از کسانی که در دومین تظاهرات شرکت داشتند، برخلاف اولی که اکثراً سفیدپوست بودند، اکثراً سیاه‌پوست بودند و از شبکه‌های وسیع فعالین مدنی آمده بودند که اتفاقاً ادعای آن‌ها هم همین مسأله بود. </p>

<p>آنها می‌گفتند که این‌ هم‌زمانی تظاهرات اول با چهل و هفتمین سالگرد سخنرانی آقای کینگ، در واقع دارد آن را به سرقت می‌برد. اینها می‌خواهند یک پیام و سمبل ارزشی را در آمریکا به نفع خودشان به سرقت برند و بگویند که پیام کینگ یک پیام خنثی بوده است که همه به یکسان می‌توانند از آن بهره‌برداری کنند. در حالی که ما می‌دانیم پیام کینگ در شرایط بسیار معینی، علیه تبعیض نژادی و پایین‌تر بودن حقوق اجتماعی و مدنی رنگین‌پوستان در آمریکا بود. به‌هرحال این هم‌زمانی این مشکل را ایجاد کرده بود. اینها معتقد بودند این نوعی سرقت سیاسی‌ـ فرهنگی است تا این که واقعاً اعتقادی به محتوای سخنان آقای کینگ داشته باشند.</p>

<p><strong> چطور بود که اشاراتی هم به مارتین لوتر کینگ و جنبه‌هایی از ایده‌های او شد؟</strong></p>

<p>آنها به احیای آن جنبه‌هایی از ایده‌های مارتین لوتر کینگ تمایل داشتند که در واقع بیش‌تر جنبه‌هایی محافظه‌کارانه و ارزشی است. مجموعه‌ی اینها را اگر شما کنارهم بگذارید، می‌بینید که نمی‌تواند فقط یک گردهمایی اجتماعی، فرهنگی و یا برای احیای ارزش‌ها باشد. در واقع هدف آن جدا از این مسائل بود.</p>

<p><strong><br />
پیش از این اشاره کردید که توجه به مذهب و استفاده از شعارهای مذهبی در سیاست‌های نئومحافظه‌کاران آمریکا سابقه دارد، اما آیا این رویکرد و به عنوان نمونه استفاده از سمبل‌هایی مثل مارتین لوتر کینگ که بیش‌تر در اختیار دموکرات‌ها یا در کل مخالفان محافظه‌کاران بود، یک رویکرد جدید نیست؟</strong></p>

<p>در مورد استفاده از مارتین لوترکینگ باید بگویم اولین‌بار است که با چنین رویکردی مواجه هستیم. تا به‌حال محافظه‌کاران سعی می‌کردند از مسائل فرهنگی و اجتماعی و از سمبل‌ها بهره‌برداری کنند، ولی این که دقیقاً بیایند و وارد حوزه‌ی مسائل نژاد و سمبل مبارزات نژادی، یعنی مارتین لوترکینگ شوند، برای نخستین‌بار است که اتفاق افتاده و باید دید آیا ادامه پیدا می‌کند یا خیر.</p>


<p><strong>گذشته از این که بپذیریم برنامه‌ی روز سه‌شنبه برنامه‌ا‌ی صرفاً سیاسی با پوشش‌های مذهبی و فرهنگی بوده است یا خیر، به نظر می‌رسد واقعیتی مبنی بر گسترش نارضایتی‌ها از سیاست‌های دولت اوباما در جامعه‌ی آمریکا وجود دارد. این نارضایتی‌ها در چه سطحی است و احتمالاً چه سرنوشتی را برای دموکرات‌ها رقم خواهد زد؟ </strong></p>

<p>من فکر می‌کنم حکومت آقای اوباما در شرایط کنونی با مشکلات زیادی مواجه است. این مشکلات چه از نظر اقتصادی که به‌هرحال انتظار هم نمی‌رفت به این زودی درست شود، چه از نظر مسئله‌ی جنگ افغانستان و چه از نظر ارزش‌هایی که محافظه‌کاران در آمریکا با آن‌ مخالف هستند، یعنی این که آمریکا را در موقعیت ضعف ببینند، یکی از موضوع‌های روز دو‌شنبه در تظاهرات تی‌پارتی مطرح شد. یعنی این ادعا که ما نمی‌خواهیم آمریکا در موقعیت ضعف باشد و رییس‌جمهور ما مرتب اذعان می‌کند که ما در اینجا ضعف داشتیم، در اینجا اشتباه کردیم و عذرخواهی می‌کند. این در واقع به نوعی جریحه‌دارشدن غرور ملی آمریکایی است.</p>

<p>بله؛ اینها به هیچ وجه تم‌ها و موضوع‌هایی نیست که محافظه‌کاران بپذیرند یا علاقه‌ای به آن داشته باشند. به همین دلیل این مسائل دموکرات‌ها را در انتخابات ماه نوامبر در موقعیت ضعیفی قرار می‌دهد. مگر این که در چند ماه آینده به طور جدی بتوانند خودشان را احیا کنند و یا دست به یک سیاست احیاکننده بزنند.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/analysis/2010/09/post_1563.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/analysis/2010/09/post_1563.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">آمریکا</category>


<pubDate>Thu, 02 Sep 2010 13:17:19 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>برگ تازه‏ای در تاریخ عراق و خاورمیانه ورق خورد</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p><strong><small>از اول سپتامبر سال ۲۰۱۰(10 شهریور سال جاری)، نیروهای نظامی امریکا در عراق که زمانی به ۱۷۶هزار نفر می‏رسیدند، به ۵۰هزار نفر کاهش پیدا کرده است.به گفته‏ی مسئولین امریکایی، افراد باقی‌مانده نیز برای آموزش نیروهای عراقی مأموریت دارند.با گذشت هفت‌سال و نیم از حمله‏ی امریکا و متحدانش به عراق و سرنگونی حکومت صدام حسین، جنگ به صورت رسمی پایان یافته و نیروهای نظامی امریکا از بامداد سه‏شنبه خاک عراق را ترک کرده و به کویت رفته‏اند.</p>

<p>

<p><a href='http://www.zamahang.com/podcast/2010/20100901_hooshang_hassanyari_Adibzadeh.mp3'><img src="/pictures-new/musicicon.jpg" alt="Download it Here!" border="0" /></a></p>




</p>

<p>این در حالی است که هنوز ثبات و آرامش بر این کشور جنگ‏زده حاکم نشده است و هم‏زمان با خروج نیروهای نظامی آمریکا، چند انفجار تروریستی نقاط مختلف آن را لرزانده است.با این‏ همه، جو بایدن، معاون رییس جمهوری امریکا که به عراق رفته، پیرامون آینده‏ی این کشور ابراز خوش‏بینی کرده است. باراک اوباما، رییس‌جمهوری امریکا نیز در سخنرانی خود به مناسبت پایان جنگ در عراق و خروج نیروهای نظامی امریکا از این کشور، اظهار امیدواری کرد که دمکراسی در عراق پا بگیرد و آرامش به این کشور بازگردد.</small></strong></p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/000_Nic482781.jpg' /><br/>
<small><small>خروج نیروهای امریکایی از عراق</small></small>


</p>

<p><strong>آیا خروج نیروهای امریکایی از عراق، فصل جدیدی در تاریخ عراق و خاورمیانه گشوده است؟</strong><br />
این پرسشی است که با دکتر هوشنگ حسن‏یاری، استاد روابط بین‏الملل و مسائل استراتژیک در کالج سلطنتی کانادا در میان گذاشته‏ام.</strong></p>

<p><strong>دکتر هوشنگ حسن‌یاری:</strong> اوباما از جمله رؤسای جمهوری امریکا است که خاضعانه با مسئله‏ی خروج نیروهای امریکایی از عراق، برخورد کرده است و با فروتنی حرف‏هایی زده که مبنی بر اعلام پیروزی و یا پایان پیروزمندانه‏ی امریکا نیست. او از مسائلی مانند «پیروزی علیه اهریمن تروریسم» و ... سخنی به میان نیاورده است که در گذشته اشخاصی مانند جرج بوش اعلام می‏کردند.</p>

<p>اوباما بیش‌تر بر این امر تاکید کرده که امریکا با ورود به جنگ عراق، مسئولیتی را بر عهده‏ی خود گذاشت که اکنون این مسئولیت پایان یافته است. در نتیجه، باید فصل تازه‏ای را در روابط بین امریکا و عراق از یک‌سو و عراق و کشورهای منطقه از سوی‏ دیگر، گشود.به‏نظر می‏رسد، تحولی که صورت گرفته، از این منظر قابل برداشت و مهم است.</p>

<p>می‏توان گفت خروج نیروهای رزمنده‏ی امریکا از خاک عراق، به نوعی بازگشت یا دست‏کم شروع بازگشت حاکمیت عراقی بر سرزمین خود را اعلام می‏کند.باید دید خود عراقی‏ها چگونه با این حاکمیت برخورد خواهند کرد و نقش کشورهای پیرامونی عراق در این زمینه چگونه خواهد بود.</p>

<p><strong>گفته می‏شود امریکایی‏ها، به خاطر پافشاری مالکی بر باقی ماندن قدرت در دست شیعیان، با ادامه‏ی حکومت او به عنوان نخست‏وزیر عراق، موافق نیستند. گفته است که خروج نیروهای ارتش امریکا از عراق، مانند استقلال عراق است. ارزیابی شما از  سخنان مالکی چیست؟</strong></p>

<p>بستگی دارد که چه برداشتی از واژه‏ی استقلال داشته باشیم. اگر استقلال عبارت باشد از عدم حضور نیروهای خارجی در این کشور، امروز که ۵۰هزار نیروی امریکایی هم‏چنان در عراق باقی مانده‏اند، صحبت از استقلال مشکل است.</p>

<p>مسئله‏ی دیگر این است که آیا استقلال به معنای به‏دست گرفتن سرنوشت مردم توسط خودشان است یا فرو رفتن بیش از پیش در مناقشات و مشاجرات سیاسی‏ای که در عراق می‏بینیم؟ <br />
از سوی دیگر، این‏که آیا نیروهای عراقی این قابلیت را دارند که امروز امنیت را در کشور خود برقرار کنند، جای سئوال بسیار دارد. به‏خصوص که فرمانده‏ی کل نیروهای عراقی، زمانی که به تاریخ خروج نیروهای رزمنده‏ی امریکا از عراق نزدیک می‏شدیم، اعلام کرد که عراق را نباید به دست گرگ‏ها سپرد. <br /><br />
در نتیجه، از منظر این شخص که مسئولیت نظامی مهمی را بر عهده دارد، هنوز گرگ‏ها در عراق مستقرند و قادرند برای امنیت و در نتیجه برای استقلال عراق، مشکل به‏وجود بیاورند و آن را خدشه‏دار کنند.</p>

<p><strong>جو بایدن، معاون رییس‌جمهور امریکا، دلایل خوش‏بینی‏اش به آینده‏ی عراق را شکست تلاش‏های گروه افراطی القاعده و هم‏چنین شکست تلاش‏های جمهوری اسلامی برای دامن زدن به اختلافات قومی در عراق می‌داند. شما نقش جمهوری اسلامی را در آینده‏ی عراق، چگونه می‏بینید؟</strong></p>

<p>واقعیت این است که حزب بعث عراق و به‏خصوص عراق صدام حسین، دشمن ایران بوده است.عراق صدام حسین به ایران  حمله کرد و تلفات بسیار شدیدی متوجه دو کشور شد. درواقع خطری بود که تا مدت‌ها هم‏چنان باقی ماند. چون آن‏چه بعد از هشت سال جنگ بین عراق و ایران اتفاق افتاد، بیش‌تر یک تعلیق در فعالیت‏های نظامی بود و نه دستیابی به یک پیمان صلح.</p>

<p>تا به‏امروز، هنوز هم چنین پیمانی بین دو کشور به امضا نرسیده است.در نتیجه‏، از بین بردن دشمن اصلی ایران در منطقه- البته در کنار طالبان در افغانستان- به‏وسیله‏ی امریکایی‏ها، می‏تواند خبر خوشی برای جمهوری اسلامی ایران باشد. البته اگر جمهوری اسلامی ایران به دنبال این امر باشد که تمامیت ارضی عراق و حق حاکمیت مردم آن بر این کشور را به رسمیت بشناسد.</p>

<p>بنابراین، مسئله‏ی پیروزی و یا شکست امری ثانوی می‏شوند. باید دید که در ماه‏ها و سال‏های آینده، جمهوری اسلامی ایران به چه شکل با مسئله‏ی عراق برخورد خواهد کرد. آیا هم‏چنان که در گذشته و در برخی موارد شاهد بوده‏ایم، به دلایل مختلف از جمله امنیت، باز بودن مرزها و دستیابی به اماکن مقدس شیعیان، می‏خواهد بر روند سیاسی کشور عراق تأثیر بگذارد یا با این کشور نیز مانند سایر کشورهای همسایه، از جمله ترکیه و یا همسایه‏های دورتری مثل مصر و عربستان برخورد می‏کند؟</p>

<p>در صورتی که جمهوری اسلامی در امور داخلی عراق دخالتی نکند و به اتهاماتی که امریکایی‏ها در مورد دخالت ایرانی‏ها در امور داخلی عراق، به ایران نسبت می‏دهند، دقت کند و باعث نشود دوباره دولتی در عراق پای بگیرد که با ایران‏، سوای طبیعت رژیمی که بر ایران حاکم است، برخورد نامطلوبی داشته باشد، می‌توان به بروز آرامش در این کشور امیدوار بود.</p>

<p>در نتیجه، بحث پیروزی یا شکست نسبی است. آینده خواهد گفت که آیا عراق کشور متعادلی در منطقه خواهد بود یا نه؟ آیا کشوری خواهد بود که به دنبال عربیت و اسلامیت خود می‏گردد و یا این دو بحث را کنار می‏گذارد و سیستمی را در خود مستقر خواهد کرد که دمکراتیک و پاس‏دارنده‏ی حقوق تمامی مردم این کشور باشد؟</p>

<p><strong>آیا می‌توان، روز اول سپتامبر ۲۰۱۰ را با خروج به نسبت بزرگ نیروهای امریکایی از عراق، پایان حضور امریکا در عراق و پایان مسائل عراق دانست؟</strong></p>

<p>به‏طور قطع، پایان حضور آمریکا نخواهد بود. به‏خاطر این‏که نزدیک به ۵۰هزار سرباز امریکایی برای آموزش سربازان عراقی، در این کشور خواهند ماند و کمک خواهند کرد ‏تا دولت عراق و به‏خصوص نیروهای عراقی با گروه‏های تروریست مبارزه کنند.</p>

<p>در مورد تأثیر و یا نفوذ سیاسی آمریکا در عراق هم باید به انتظار آینده نشست. البته به‏طور کلی بیش‌تر عراقی‏ها و هم‏چنین کسانی که در قدرت هستند، سوای افرادی که به لفاظی روی می‏آورند و با آمریکا بیش‌تر برای مصارف داخلی، درگیری لفظی پیدا می‏کنند، به این امر توجه تام دارند که آمریکا قدرت بزرگی نه تنها در منطقه، بلکه در جهان است و داشتن روابط مناسب با این کشور، امری مثبت برای عراق تلقی خواهد شد و نه منفی.در نتیجه انتظار می‏رود که علی‏رغم خروج نیروهای رزمنده‏ی امریکا از عراق، روابط خوب بین دو کشور ادامه پیدا کند.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/analysis/2010/09/post_1562.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/analysis/2010/09/post_1562.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category"> خاورميانه</category>


<pubDate>Thu, 02 Sep 2010 12:44:42 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>«برای ادعای کمک مالی اسناد را منتشر کنيد»</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>ميرحسين موسوی و مهدی کروبی، در ديدار خود به ادعای وزير اطلاعات جمهوری اسلامی ايران مبنی بر کمک مالی کشورهای ديگر به رهبران مخالف دولت ايران، پاسخ دادند. آن‌ها خواهان انتشار اسناد در اين زمينه شدند.</p>

<p>به گزارش تارنمای سحام‌نيوز، ميرحسين موسوی و مهدی کروبی، دو تن از رهبران مخالفان دولت ايران، روز گذشته با يکديگر ديدار کردند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/nusavikarubi020910-2.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>بنا به اين گزارش در اين ديدار کروبی و موسوی در مورد مسائل مختلف کشور از جمله وضعيت اقتصادی، موقعيت جنبش موسوم به سبز و روز قدس تبادل نظر کردند.</p>

<p>اين دو همچنين از «مبارزه با فرهنگ دروغ» که آن را «از معضلات امروز کشور در حوزه‌های مختلف اقتصاد، مديريت، آمار، مسائل اعتقادی و سياسی» می‌دانند نيز صحبت کردند.</p>

<p><div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">«هر چه زودتر اسناد خود ولو تقلبی آن را منتشر کنند تا سيه‌روز شود آن‌که در او غش باشد»</span></div></p>

<p>موسوی و کروبی در رابطه با سخنان حجت‌الاسلام حيدر مصلحی، وزير اطلاعات جمهوری اسلامی ايران مبنی بر دريافت «کمک‌های ميلياردی» مخالفان دولت ايران از «بيگانگان»، اين اظهارات را «دروغ» خواندند.</p>

<p>آن‌ها اين ادعای وزير اطلاعات را «بدون ارائه هيچ سند و مدرکی»، «توهينی ديگر به حرکت خودجوش و اصلاح‌طلبانه مردم» دانسته و اعلام کردند: «هر چه زودتر اسناد خود ولو تقلبی آن را منتشر کنند تا سيه‌روز شود آن‌که در او غش باشد.»</p>

<p>مهدی کروبی در اين ديدار از وضعيت اقتصادی و معيشتی مردم اظهار «تاسف» کرد و با اشاره به نمونه‌هايی چون اکتشاف و بهره‌برداری مشترک ميدان گازی با قطر، وضعيت ميدان مشترک نفتی با عراق و سند چشم‌انداز اقتصادی ايران، از سياست‌های دولت انتقاد کرد.</p>

<p>وی گفت قطر در زمينه بهره‌برداری از ميدان مشترک گازی فعال عمل می‌کند و عراق نيز با وجود مشکلات بسيار، فاز مطالعاتی و مقدمات کار در ميدان مشترک ايران و اين کشور را به پايان برده است اما دولت ايران در اين زمينه‌ها فعالانه شرکت ندارد.</p>

<p>کروبی تاکيد کرد که «اگر برنامه چهارم به‌درستی اجرا می‌شد امروزه ما بايد بيش از ۶ ميليون بشکه نفت روزانه استخراج می‌کرديم در حالی که برداشت ما کم‌تر از ۵/۳ ميليون بشکه در روز است.»</p>

<p>ميرحسين موسوی در سخنان خود به وضعيت جنبش موسوم به سبز پرداخت و ضمن انتقاد از سياست‌های تغيير نيافته دولت در اعمال فشار بر مخالفان، بر حضور «انديشه‌ها و گرايش‌های مختلف» در اين حرکت اجتماعی تاکيد کرد.</p>

<p> وی گفت: «طولانی شدن مسير اصلاح اگرچه هزينه سنگينی بر جامعه ما تحميل کرده است اما طرح مسائل و مباحث مختلف از سوی اشخاص حقيقی و حقوقی موجب پختگی و پويايی اين حرکت شده است.»</p>

<p>موسوی نفوذ جنبش موسوم به سبز در جامعه را «علی‌رغم فضای بسيار سنگين امنيتی»، «روز به روز بيش‌تر» ارزيابی کرد.</p>

<p>اين دو نامزد معترض دهمين دوره انتخابات رياست جمهوری در بخش ديگری از سخنان خود به موضوع روز قدس پرداختند و حمايت خود از مردم فلسطين را اعلام کردند.</p>

<p>آن‌ها بدون اشاره به مذاکرات صلح اسرائيل و فلسطين  که هم‌اکنون در واشنگتن در جريان است، ضمن تاکيد بر «اصل حق تعيين سرنوشت» و دفاع از  «مبارزه حق‌طلبانه فلسطينيان» از «تمام تلاش‌های صادقانه‌ای که در جهت دستيابی و احيای حقوق اين ملت صورت می‌گيرد» حمايت کردند.</p>

<p>موسوی و کروبی گفتند: «بر اين باوريم که با ايجاد بستری مناسب و با مشارکت همه مردم فلسطين اعم از مسلمان، يهودی و مسيحی (حق رای برابر) در يک پروسه سالم و عادلانه می‌توان آينده اين سرزمين کهن و تاريخی را تعيين کرد.»</p>

<p>مهدی کروبی پيش از اين اعلام کرده بود که در راه‌پيمايی روز قدس شرکت خواهد کرد، اما در اين نشست آن‌ها در اين باره سخن تازه‌ای نگفتند.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14222.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14222.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">ایران</category>


<pubDate>Thu, 02 Sep 2010 12:25:08 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>سينمای زيرسلطه</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p> <br />
 "وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی" که پس از انقلاب به جای "وزارت فرهنگ و هنر" نشست، وظيفه کنترل زندگی معنوی جامعه را به عهده گرفت. "ارشاد" بايد مراقب باشد که هيچ فعاليت فرهنگی در مخالفت با نظام صورت نگيرد. هرگونه اثر چاپی، نوارهای موسيقی و کاست‌های ويدئويی پيش از پخش به اجازه اين وزارتخانه نياز دارند. تخلف از اين اصل نه تنها مجازات دارد، بلکه تقريباً غيرممکن است، زيرا همه چاپخانه‌ها، انتشاراتی‌ها و استوديوهای صدا و تصوير زير نظر دولت هستند. از اين گذشته مواد توليد و تکثير نيز که عمدتاً توسط دولت از خارج وارد می‌شود، در اختيار دولت است. برای نمونه چاپخانه مقداری کاغذ برای چاپ نسخه‌های معينی از يک کتابِ دارای مجوز دريافت می‌کند. پس از پايان چاپ، چاپخانه نسخه‌های کتاب را به ناشر تحويل نمی‌دهد، مگر با ارائه مجوزِ تازه‌ای از ارشاد. چاپ و پخش حتی يک نسخه از کتاب اضافه بر تيراژ ممنوع است و قابل‌تعقيب.</p>

<p> مميزی فيلم شيوه پيچيده‌تری دارد و پیرامون آن بوروکراسی مفصلی شکل گرفته است. در رسانه‌های جمعی به ندرت از سانسور سخن گفته می‌شود. مقامات آن را امری عادی می‌دانند، و سينماگران از گفتگو درباره آن می‌پرهيزند، زيرا می‌تواند زندگی و کارشان را به خطر بيندازد.</p>

<p> مميزی فيلم که از پائيز ۱۳۵۹ برای تمام توليدات سينمائی جريان دارد، در پنج مرحله صورت می‌گيرد. [۱]</p>

<p> ۱- ارزيابی فيلمنامه:<br />
 <br /><br />
يک فيلمنامه در دو مرحله بررسی می‌شود:  معمولاً نخست طرحی از پروژه فيلم (داستانی در حد‌اکثر پنج صفحه) به "معاونت سینمایی" تحويل داده می‌شود. کميسيون بررسی فيلمنامه‌ها می‌تواند طرح را به کلی رد کند، يا اينکه خواهان تغييراتی در آن شود. به هر طرحی يک درجه داده می‌شود که در سرنوشت آن مؤثر است. آشکار است که فيلمسازان "خودی" درجه بهتری می‌گيرند. </p>

<p>در مرحله بعد، پس از تصويب طرح، صاحب آن می‌تواند فيلمنامه خود را بر پايه رهنمودهای کميسيون ارائه دهد. فيلمنامه معمولاً پس از چند هفته به همراه ليستی از "موارد اصلاحی" بازگردانده می‌شود. اين روند می‌تواند بارها تکرار شود و مدتها طول بکشد. سرانجام فيلمنامه به طور قطع رد يا تصويب می‌شود. فيلمنامه‌ای که بارها حک و اصلاح شده، طبعاً حال و هوای اصلی خود را از دست می‌دهد. </p>

<p> فيلمسازان تلاش می‌کنند رهنمودهای کميسيون را به دقت رعايت کنند تا فيلمنامه هرچه زودتر به تصويب برسد، اما هميشه موفق نمی‌شوند. يکی از خانم‌های فيلمساز در گفتگويی در توضيح کاهش فعاليت سينمايی خود می‌گويد: «در سه سال اخير سه فيلمنامه کامل ارائه دادم که کميسيون هر سه را رد کرد، هر چند من تمام مقررات مذهبی و قانونی را رعايت کرده بودم.» [۲] برخی از سينماگران مانند کامران شيردل، پرويز کيمياوی و ذکريا هاشمی با وجود تلاش و پی‌گیری، هرگز نتوانستند فيلمنامه‌ای به تصويب برسانند و در نتیجه فیلم ساختن را عملاً کنار گذاشتند. </p>

<p>مطابق آمار رسمی ظرف دو سال از ۱۳۶۱ تا ۱۳۶۳ از ميان ۱۰۹۰ طرح، شمار ۱۸۸ طرح به تصويب رسيد، يعنی تنها ۱۷ در صد از طرح‌ها از فيلتر ارشاد گذشتند. [۳] بنا به آماری تازه‌تر تا آخر سال ۱۳۶۹ روی هم ۳۳۵۵ فيلمنامه مورد بررسی قرار گرفت، که ۴۱۳ عدد از آنها پذيرفته شدند، يعنی تنها ۱۳ درصد. [۴]<br />
 <br /><br />
جواز هر فيلمنامه‌ای تنها شش ماه اعتبار دارد. چنانچه توليد پروژه در اين مدت شروع نشود، بايد برای تمديد پروانه فيلمنامه اقدام نمود، که اين به شرايط و مسئولان تازه بستگی دارد. برای نمونه در سال ۱۳۶۹ مقررات تازه‌ای به تصويب رسيد که به دنبال آن رشته‌ای از فيلمنامه‌ها جواز خود را از دست دادند. [۵] <br /><br />
 <br /><br />
جالب این است که مأموران نظارت، علاوه بر جنبه‌های سياسی و ايدئولوژيک، درباره کيفيت فنی و هنری فيلمنامه‌ها نيز داوری می‌کنند. دست‌اندرکاران سينما به تدريج دريافته‌اند که معیار تصویب يک فيلمنامه ساخت هنرمندانه يا محتوای اصيل آن نیست، بلکه در آنست که به مذاق مأموران خوش بيايد. فيلمنامه‌های دارای مجوز خريدار فراوان دارند و معمولاً از بازار سياهی سر در می‌آورند، که مسئولان هم از منافع آن بی‌بهره نمی‌مانند. <br /><br />
 <br /><br />
تصويب فيلمنامه توليد يک پروژه را تضمين نمی‌کند. "ارشاد" می‌تواند در هر مرحله جلوی توليد را بگيرد. شايد به همين دليل بود که ارشاد در تابستان ۱۳۶۷ شرط تصويب فيلمنامه را لغو کرد. ظاهراً مسئولان به اين نتيجه رسيده بودند که تولیدکنندگان با معيارها و ضوابط رسمی آشنا شده‌اند، و ديگر به کنترل فيلمنامه نيازی نيست. اما تنها يک سال بعد شرط تصويب فيلمنامه دوباره برقرار شد. ارشاد مدعی بود که لغو تصويب فيلمنامه بر کيفيت فيلم‌ها تأثير منفی داشته است. در‌حالی که در همان مقطع فيلم‌های بيشتری نسبت به گذشته در رده‌های الف و ب جای گرفته بودند. (وزارت ارشاد فيلم‌های سينمایی را در رده‌های الف و ب و جيم درجه‌بندی می‌کند. فيلم‌هایی که غير‌قابل‌نمايش هستند، درجه دال می‌گيرند.) [۶]</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/ali amini.jpg' /><br/>
<small><small>کتاب «روا و ناروا در سینمای ایران»از علی امینی نجفی، روی جلد کتاب، طرح از بابک حسینی</small></small>


</p>

<p> ۲- بررسی صلاحيت دست‌اندرکاران يک پروژه:</p>

<p> تهيه‌کننده به همراه فيلمنامه ليستی از نام شرکت‌کنندگان در پروژه را به ارشاد تحويل می‌دهد. ارشاد بايد کفايت حرفه‌ای و "صلاحيت اخلاقی" يکايک همکاران را تائيد کند. افزون‌بر‌اين، توان مالی تهيه‌کنندگان نيز با توجه به برآورد هزينه پروژه مورد بررسی قرار می‌گيرد.<br />
 <br /><br />
منظور از "صلاحيت اخلاقی" قبل از هرچيز بررسی اعتقادات و پیشینه سياسی افراد است. "ارشاد" پس از تحقيق به تهيه‌کننده خبر می‌دهد که همکاری چه کسانی بدون اشکال است و چه کسانی بايد کنار گذاشته شوند. گفته می‌شود که "ارشاد" ليستی از "افراد ناشايست" دارد که در آن هم نام هنرپيشه‌های مشهور پيش از انقلاب رديف شده است و هم نام بسياری از هنرمندان دگرانديش.<br /><br />
 <br /><br />
در اسفند ۱۳۶۲ وزارت ارشاد از همه دست‌اندرکاران سينما خواست که از اين وزارتخانه "کارت حرفه‌ای" تقاضا کنند. در اطلاعيه وزارتخانه آمده بود: «از هرگونه فعاليت افراد بدون کارت حرفه‌ای معتبر جلوگيری خواهد شد.» اين اقدام برای آن بود که "بررسی صلاحيت اخلاقی" افراد تسهيل شود. تهيه‌کنندگانی که با افراد بدون کارت همکاری کنند، جواز کار خود را به خطر می‌اندازند. [۷]</p>

<p> ۳- نظارت بر توليد:</p>

<p> پس از تصويب فيلمنامه و تائيد ليست کارکنان يک پروژه، پروانه توليد فيلم صادر می‌شود. در اين مرحله مواد توليدی و تجهيزات فنی در اختيار تهيه‌کننده قرار می‌گيرد. افزارهای فنی تا حد زيادی در انحصار "بنياد فارابی" است که به عنوان بازوی اجرائی "معاونت سينمائی وزارت ارشاد" عمل می‌کند. بدون حمايت مادی و فنی اين نهاد تحقق يک پروژه غيرممکن است.</p>

<p> هرگونه رابطه‌ای با خارج از کانال "فارابی" می‌گذرد. هم فروش و پخش فيلم‌ها در خارج در دست اين نهاد است و هم وارد کردن وسايل سينمايی و مواد شيميايی لازم برای لابراتوارها. در سالهای اخیر ورود مواد عکس و فيلم، افزارهای صوتی و تصويری با داشتن مجوزی از ارشاد امکان‌پذير شده است. <br />
 <br /><br />
کميسيون توليد بر روند شکل‌گيری فيلم نظارت دائمی دارد. نمايندگان ارشاد سر صحنه فيلمبرداری حاضر می‌شوند، نه تنها بر اجرای دقيق فيلمنامه، بلکه بر رفتار کارکنان، به ويژه خانم‌ها، نظارت می‌کنند. انحراف از خط فيلمنامه‌ی تصويب‌شده ادامه پروژه را با مشکل روبرو می‌کند و حتی باعث توقف آن می‌شود. برای نمونه در سال ۱۳۶۹ ابوالفضل جليلی سرگرم ساختن فيلمی به نام "درنا" بود. چيز زيادی به پايان فيلمبرداری نمانده بود که از ارشاد دستور رسيد توليد بايد متوقف شود. گويا به مسئولان خبر رسيده بود که کارگردان از فيلمنامه منحرف شده است. فيلم برای هميشه ناتمام ماند. جليلی تا سال‌های بعد همچنان برای فيلمش افسوس می‌خورد: «اين کار می‌توانست بهترين کار من باشد.» [۸]</p>

<p> ۴- بازبينی اولين نسخه فيلم: </p>

<p>فيلم پس از صداگذاری و مونتاژ به "شورای بازبينی" تحويل داده می‌شود. در شورايی که درباره نمایش فيلم تصميم می‌گيرد، نمايندگان روحانيت، نهادهای انقلابی و انتظامی و امنيتی حضور دارند. تنها پس از گرفتن پروانه نمايش است که تهيه‌کننده می‌تواند کپی‌های لازم را به لابراتوار سفارش بدهد. </p>

<p>باوجود کوشش سازندگان در رعايت دقيق فيلمنامه، شورا هميشه در فيلم‌ها اشکالاتی می‌يابد که حتی می‌تواند به توقيف فيلم بينجامد. در اينجا می‌توان به چند مورد شناخته شده اشاره کرد:<br />
 <br /><br />
مدرسه‌ای که می‌رفتيم (۱۳۵۹) ساخته داريوش مهرجويی فيلمی بود که پس از اتمام به "شورای بازبينی" ارائه شد اما نتوانست پروانه نمايش بگيرد. کارگردان برای گرفتن پروانه به تمام رهنمودهای مسئولان گردن نهاد و حتی بخش‌هايی از فيلم را حذف کرد. مهرجویی در مصاحبه‌ای می‌گويد: «بعضی از قسمت‌های فيلم به‌خاطر سوء‌تفاهماتی حذف شد. مسئولين عقيده داشتند که زمان داستان فيلم مشخص نيست، درحاليکه در فيلم روزنامه‌ای نشان داده می‌شود که تاريخ قبل از انقلاب را دارد. ما همه چيز را توضيح داديم اما باز هم فيلم پروانه نگرفت.» [۹] فيلم حدود ۱۰ سال بعد به نمايش عمومی گذاشته شد، اما ساختار آن به کلی به هم ریخته بود.<br /><br />
 <br /><br />
فيلم "سال‌های ناآرامی" ساخته درويش‌پور دو سال به خاطر پروانه نمايش انتظار کشيد، و سرانجام در سال ۱۳۷۱ به اسم "سالهای جوانی" به روی پرده رفت. در فيلم هيچ چيز قابل‌توجهی باقی نمانده بود. بسياری از صحنه‌های فيلم حذف و حدود ۶۰ در صد آن دوباره فيلمبرداری شده بود.<br /><br />
 <br /><br />
فيلم "دو همسفر" نيز سرنوشت مشابهی داشت. "شورای بازبينی" به فيلم پروانه نمايش نداد. اصغر هاشمی کارگردان فيلم در مصاحبه‌ای بر سياست تبعيض‌آميز ارشاد تکيه می‌کند: «از نظر وزارت ارشاد بنده خطایی مرتکب شده‌ام و آن ساختن فيلم دو همسفر است و حالا بايد بابت آن مجازات و جريمه شوم. مجازات آن احتمالاً يک سال بيکاری و جريمه آن هم توقيف فيلم تا اطلاع ثانوی است... برداشت‌های مختلف با سلايق مختلف باعث تغييراتی در فيلم شده که به نظر من فيلم را از يکدستی و روانی خارج کرده است. به هرحال تن به هر تغييری دادم تا فيلم پروانه نمايش بگيرد.» [۱۰] هنگاميکه فيلم يک سال بعد به نمايش درآمد، چنان مثله شده بود که تماشاگران نتوانستند با آن رابطه برقرار کنند. [۱۱]<br /><br />
 <br /><br />
روش‌های "شورای بازبينی" و معيارهای آن با تغيير شرايط و جو سياسی کشور تغيير می‌کند. بسياری از فيلم‌ها که قبلاً پروانه گرفته بودند، با دگرگونی شرايط يا تغيير اعضای شورا، مجوز خود را از دست دادند. برای نمونه فيلم‌های نرگس (۱۳۶۹) ساخته رخشان بنی‌اعتماد و سلام سينما (۱۳۷۳) از مخملباف، که جواز نمايش داشتند، نتوانستند برای نمايش‌های بعدی مجوز بگيرند.</p>

<p> ۵ - بازبينی نهايی برای تعيين نوبت نمايش:<br />
 <br /><br />
"کميسيون اکران" تصميم می‌گيرد که هر فيلمی برای چه مدت و در چه سينماهايی نمايش داده شود. اين به معنای تعيين سرنوشت اقتصادی فيلم است. فيلم‌ها در سه درجه طبقه‌بندی می‌شوند: فيلم‌های "برتر" که درجه (الف) می‌گيرند، در بهترين سالن‌ها، در فصل مناسب با تبليغ تلويزيونی و برای چهار هفته به نمايش درمی‌آيند. </p>

<p>فيلم‌های "ضعيف" درجه (ج) می‌گيرند، که بدون تبليغ، در فصل نامناسب، برای يک يا دو هفته در سالن‌های نامرغوب به روی اکران می‌روند. رويه مألوف چنين بوده که فيلم‌های با‌ارزش سينماگران مستقل معمولاً درجه (ج) می‌گيرند، که به معنای زيان مالی است. بهرام بيضائی در اعتراض به اين تبعيضات گفته است: «يک کارمند ساده می‌تواند تصميم بگيرد که فيلم شما ورشکسته شود و خودتان نابود بشويد.»[۱۲]<br />
 <br /><br />
"شورا" بر امور تبليغاتی برای فيلم‌های سينمايی نيز نظارت دارد. هيئت ويژه‌ای متن و تصاوير مواد تبليغاتی را کنترل می‌کند. محتوای آنونس بايد به تصويب اين هيئت برسد. «طرح اوليه اعلان‌های ديواری سينمايی حداکثر يک ماه و نيم قبل از نمايش عمومی فيلم می‌بايست به شورای مربوطه ارائه گردد.»[۱۳] برای شکل پوسترها و پلاکاردها، به ويژه نحوه نمایش هنرپیشه‌های زن، مقررات غریبی وجود دارد.[۱۴]<br /><br />
 <br /><br />
نظارت ارشاد بر شيوه تبليغ فيلم‌ها افزار ديگری است برای فشار برای فيلمسازان "ناشایست" و حمايت از افراد خودی. برای نمونه فيلم "يک مرد، يک خرس" (۱۳۷۱) به کارگردانی جعفری جوزانی با دشواری پروانه نمايش گرفت، اما تمام امکانات تبليغی فيلم به پخش ۶۰۰ پوستر ديواری محدود شد. کارگردان در اعتراض نامه سرگشاده‌ای به وزارت ارشاد نوشت و در آن تقاضا کرد فيلمش را نمايش ندهند. در نامه آمده است: «در اين چند ماه گذشته هرچه مسئولان سينمایی ديکته کردند، به نيت خير پذيرفتم. هرچند که به فيلم خود معتقد بوده و هستم، اما نمی‌خواستم فهم غلط هيئت مميزی به آنانی که با همه گرفتاريهای روزمره در کار من سرمايه‌گذاری کرده‌اند، لطمه بزند... نمی‌دانم فيلم من با کدام بند از قوانين چاپ شده توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در تضاد است که چنين مورد بی‌مهری قرار گرفته است؟... فهم من اين است که فيلم "يک مرد، يک خرس" بايد به خاطر بد‌فهميده شدن نابود شود. پس خواهش می‌کنم هرچه سريعتر فيلم را از اکران عمومی بردارند و برای اينکه خيال همه راحت شود آن را بسوزانند.»[۱۵]<br /><br />
 <br /><br />
نظارت‌های مکرر و چند‌جانبه نه تنها وقت و انرژی سينماگران را در درگيری‌های بی‌پايان اداری به باد می‌دهد، بلکه با تحقير شخصيت آنها همراه است. دستگاه بوروکراسی، فساد اداری هولناکی به همراه آورده که روح سینماگران را می‌فرساید. <br /><br />
 <br /><br />
علی لاريجانی که از ۱۳۷۰ تا ۱۳۷۳ پست وزارت ارشاد به عهده داشت، در پاسخ به تهيه‌کنندگانی که از بوروکراسی شکايت کرده بودند، چنین گفت:  «ما می‌توانيم کاملاً از نظارت بر جريان توليد کنار بکشيم اما کسی هم که فيلم می‌سازد بايد ضوابطی کلی را که به آن معتقديم و جزء لاينفک نظام ماست رعايت کند و گرنه جلوی نمايش فيلم او گرفته خواهد شد... ما مخالف تنوع سليقه‌ها نيستيم... ما حتی مخالف انتقاد از نظام هم نيستيم، اما طبعاً آن انتقادهايی که يأس‌آور نباشند.»[۱۶]</p>

<p> ضوابط رسمی سانسور فيلم</p>

<p> يکی از مشکلات فيلمسازان همواره اين بوده است که "وزارت ارشاد" معيارهای نظارت را اعلام نمی‌کرد، تا فيلمسازان برداشت روشنی از مقررات داشته باشند. در سال ۱۳۷۲ آئين‌نامه‌ای منتشر شد با شعارها و دستورالعمل‌های کلی که هر مورد آن قابل‌تفسير بود. مثلاً فيلمسازان از نمايش موارد زير منع شده بودند: «نفی يا مخدوش نمودن ارزش والای انسان... نمايش و ذکر مضامينی که مغاير با تربيت و اخلاق اسلامی باشد... نشان دادن شئونات فرهنگی يا سياسی يا اقتصادی و اجتماعی بيگانگان به نحو اغواکننده...»[۱۷]<br />
 <br /><br />
سپس در تابستان ۱۳۷۵ وزارت ارشاد سند مفصلی به عنوان «سياستها و روشهای اجرايی توليد، توزيع و نمايش فيلمهای سينمايی» بیرون داد که سینماگران را با فهرستی طولانی از امور ممنوعه آشنا می‌کرد. [۱۸]<br /><br />
 <br /><br />
«طرح گفتارها و ارائه تصاويری که روش، روح و جوهر اثر، احساسات مسلمانان را جريحه‌دار و به عقايد آنها توهين کند.(ص ۷۵ متن سند)<br /><br />
 «بيان هرگونه مطالبی که موجب اشاعه يأس و سرخوردگی در مخاطب گردد.»(ص ۸۲)<br /><br />
 «کليه عبارات و اشارات و ايماهايی که بطور مستقيم يا غيرمستقيم دلالت بر مسائل جنسی داشته باشد و عفت عمومی و يا احساسات مردم را جريحه‌دار سازد.»(ص ۸۲)<br /><br />
 «استفاده نامناسب و نابجا از نشانه‌ها و نمادهای مذهبی و ملی.»(ص ۸۳)<br /><br />
 «کشيدن سيگار و پيپ... نوشيدن مشروبات الکلی... نمايش هرگونه عياشی و وسايل آن.»(ص ۹۲)<br /><br />
 <br /><br />
سند يادشده به رفتار و آرايش زنان توجهی ویژه نشان داده است:<br /><br />
 <br /><br />
«۱- تمامی اعضا بجز صورت و دستها می‌بايست پوشيده باشد. بدين لحاظ مشخص بودن موی سر، گردن، و دستها تا مچ ممنوع است.<br /><br />
 ۲- از کاربرد لباسهايی که به هر نحو از انحا نمايانگر حجم و اعضای بدن باشد اکيداً خودداری گردد...<br /><br />
 ۸- نمايش چهره آرايش‌شده بانوان ممنوع اعلام ميشود...<br /><br />
 ۱۲- به تهيه‌کنندگان و کارگردانان اکيداً توصيه ميشود از تصوير نماهای با قاب تصويری درشت از چهره بانوان خودداری نمايند.<br /><br />
 ۱۳- هرگونه تماس بدنی بين زن و مرد در فيلم ممنوع اعلام ميشود...»(ص ۷۹-۷۶)</p>

<p>--<br />
 يادداشتها: <br /><br />
 ۱- ماهنامه فيلم، شماره ۲۳، مارس ۱۹۸۵.<br /><br />
 ۲- ماهنامه زنان‌، شماره ۲۳، ص ۴۷.<br /><br />
 ۳- ماهنامه فيلم، شماره ۷۵.<br /><br />
 ۴- ماهنامه فيلم، شماره ۱۰۸.<br /><br />
 ۵- ماهنامه فيلم، شماره ۹۰.<br /><br />
 ۶- ماهنامه فيلم، شماره ۱۲۳، ص ۹.<br /><br />
 ۷- ماهنامه فيلم، شماره ۲۲، ص ۹.<br /><br />
 ۸- در گفتگوئی با نگارنده در ۵ فوريه ۱۹۹۹ در روتردام.<br /><br />
 ۹- ماهنامه فيلم، شماره ۷۴، ص ۴۵.<br /><br />
 ۱۰- ماهنامه فيلم، شماره ۱۳۳، ص ۱۷.<br /><br />
 ۱۱- ماهنامه فيلم، شماره ۱۴۴.<br /><br />
 ۱۲- چشم‌انداز، (فصلنامه) شماره ۱۵، پاريس، ۱۹۹۵.<br /><br />
 ۱۳- سند ارشاد، ص ۴۷<br /><br />
۱۴- ماهنامه فيلم، شماره ۱۰۹، ص ۲۷.<br /><br />
 ۱۵- ماهنامه فيلم، شماره ۱۴۰، ص ۸۰.<br /><br />
 ۱۶- ماهنامه فيلم، شماره ۱۳۶، ص ۷.<br /><br />
 ۱۷- ماهنامه فيلم، شماره ۱۴۰، ص ۴۱.<br /><br />
 ۱۸- در اين کتاب از اين سند به عنوان "سند ارشاد" ياد شده است.<br /><br />
 </p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>








<hr /><span style="font-size: 12px;">
<b>بخش پیشین</b><br>
• <a target="_blank" href='http://zamaaneh.com/radiocity/2010/08/post_569.html'>هنر در نظامی دين‌سالار</a><br></span>






















</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/radiocity/2010/09/post_579.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/radiocity/2010/09/post_579.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">گزارش</category>


<pubDate>Thu, 02 Sep 2010 11:55:49 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title> قتل‌های ناموسی و حاشیه‌نشینان مهاجر</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p><strong>مریم مجدلیه، نوشته‌ی فریدریش هبل یک اثر کلاسیک است، اما معاصر ماست: خانواده‌ای از مهاجران مسلمان حاشیه‌نشین در آلمان فرومی‌پاشد. این خانواده به سنت‌ها و اعتقاداتش پایبند است و با این حال کودکانی که در این خانواده پرورش می‌یابند، در جامعه‌ی میزبان با ارزش‌ها و ملاک‌های تازه‌ای آشنا می‌شوند که از هر نظر در تقابل با ارزش‌های سنتی و اخلاقی والدین‌شان قرار دارد. از هم‌این‌رو دو نسل که با هم و با انتظارات و خواسته‌های هم از زندگی بیگانه شده‌اند، در برابر هم قرار می‌گیرند. خانواده که می‌بایست مکان امنی برای اعضایش باشد به میدان جدال‌های بی‌پایان بدل می شود. خطایی که بدون پیامد نیست. با فرهنگ کسرایی، از بازیگران این نمایش که به زودی توسط گروه «پری‌فری» در فرانکفورت روی صحنه می‌رود گفت و گویی انجام داده‌ایم که می‌خوانید: </strong></p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/en01.jpg' /><br/>
<small><small>گروهی از بازیگران نمایش مریم مجدلیه در حال بحث و گفت و گو</small></small>


</p>

<p><strong>آقای کسرایی، نمایشی که شما در آن ایفای نقش می‌کنید، یک نمایش کلاسیک است و با این حال به یک موضوع کاملاً مطرح می‌پردازد</strong></p>

<p>اسم این نمایش مریم مجدلیه است، نوشته‌ی فریدریش هبل، نویسنده‌ی آلمانی که این نمایش‌نامه را سال ۱۸۴۳ نوشته است. الکساندر بریل، کارگردانی که در تآتر شهر فرانکفورت کار می‌کند و سال‌های سال است که نمایش‌های زیادی را روی صحنه آورده است، روی این نمایش‌نامه کار کرده و حالا قرائت تازه‌ای از آن را به نمایش می‌گذارد.</p>

<p><strong>یک نمایش کلاسیک آلمانی با بازیگران خارجی و موضوع مهاجران؟</strong></p>

<p>موضوع این نمایش‌نامه «غیرت» هست و قتل‌های ناموسی در خانواده. آقای بریل با مهاجران زیاد کار می‌کند و در آثارش هم به زندگی مهاجران زیاد می‌پردازد. در این نمایش بسیاری از بازیگران از هنرپیشه‌های مهاجر به آلمان هستند. بازیگران خارجی در این نمایش به نوعی زندگی خودشان را روی صحنه بازی می‌کنند. ما هشت بازیگر هستیم و این بازیگران از کشورهایی مثل ترکیه، عراق، ایران، و الجزایر می‌آیند. </p>


<p><img id="photow" src='/pictures-new/en02.jpg' /><br/>
<small><small>صحنه‌ای دیگر از نمایش مریم مجدلیه</small></small>


</p>

<p><strong>مریم مجدلیه کی روی صحنه می‌آید؟</strong></p>

<p>این نمایش برای اولین بار دهم سپتامبر در فرانکفورت روی صحنه می‌رود و اجراهای بعدی آن هم در ماه اکتبر و نوامبر برگزار می‌شود.</p>

<p><strong>با توجه به اینکه زن‌کشی، خواهرکشی و اصولاً قتل‌های ناموسی در بین خانواده‌های مهاجر مسلمان، در آلمان خبرساز بوده، آیا پرداختن به این موضوع موجب بدفهمی و سوءتفاهم‌های فرهنگی نمی‌شود؟</strong></p>

<p>ما در حین تمرین‌هایی که می‌کردیم، با بازیگرها و با خانواده‌های‌شان در ارتباط تنگاتگ بودیم. خانواده‌ها نگران بودند. نگران بودند که حالا این بچه‌ها روی صحنه چه می‌خواهند بگویند، آیا به سنت‌هایی که آنها به آن اعتقاد دارند و بچه‌هاشان را بر اساس آن سنت‌ها بزرگ کرده‌اند و پرورش داده‌اند توهین خواهد شد یا نه؟ </p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/en03.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


<br /><br />
این موضوع از مهم‌ترین و اساسی‌ترین موضوعاتی بود که ما در تمرین‌ها به بحث می‌گذاشتیم. می‌خواستیم ببینیم تا چه حد می‌شود به این تابوها نزدیک شد، بدون آن‌که کسی احساس کند به او توهین شده است. به هر حال همیشه این احتمال هست که کسانی یک نمایش را توهینی به خودشان تصور کنند. </p>

<p>واقعیت این است که چه در آلمان، چه در سوئد و چه در کشورهای اروپایی عده‌ای از مهاجران مسلمان، به دلیل سنت عقب‌مانده‌ی ناموس‌پرستی و مسأله‌ی غیرت که به هر حال هنوز ظاهراً عده‌ی زیادی به آن پایبند هستند، کسانی به قتل می‌رسند، کسانی به زندان می‌افتند و خانواده‌هایی از هم فرومی‌پاشند. ما با این نمایش تلاش می‌کنیم مجموعه‌ای از رخدادها را که در نهایت به فروپاشی خانواده می‌انجامد نشان بدهیم.</p>

<p><strong>اسم گروه شما چی هست و شیوه‌ی کار چگونه است؟</strong></p>

<p>گروهی که کارگردان این نمایش دارد، اسمش هست «پری‌فری». پری‌فری به معنی حاشیه است و این کارگردان هم در آثارش به زندگی حاشیه‌نشین‌ها می‌پردازد. هر بار به عده‌ی جدیدی از بازیگران کار می‌کند و این بازیگران را به فراخور موضوع انتخاب می‌کند. موضوع اصلی‌ای که او به آن علاقه دارد همانا رابطه‌ی حاشیه‌نشین‌های خارجی‌ست با باقی مردم.</p>

<p><strong>مخاطب شما کیست؟ آیا مخاطب شما این حاشیه‌نشین‌ها هستند یا مردمی که در متن اجتماع زندگی می‌کنند؟</strong></p>

<p>مخاطب اصلی ما آلمانی‌ها هستند و بخشی هم حاشیه‌نشین‌ها. زبان هم آلمانی است. مسائلی که بیان می شود، بسیار کلی است. برای مثال در این نمایش بازیگرها از کشورهای مختلف آمده‌اند و زبان مشترک‌شان آلمانی است و در مجموع با وجود تفاوت‌های ملیتی یک خانواده را به نمایش می‌گذارند. در نهایت نمی‌شود گفت اعضاء این خانواده کجایی هستند. همین‌قدر معلوم است که اینها از حاشیه‌نشین‌ها هستند و طبعاً با موضوع غیرت و مسئل ناموسی درگیرند. هدف این است که آلمانی‌ها با این موضوعات آشنا بشوند و حاشیه‌نشین‌ها هم از درون به درک متفاوتی از این موضوع برسند و این درک متفاوت را در معرض دید حاشیه‌نشین‌های دیگر قرار دهند.</p>

<p>ششم و هفتم سپتامبر، ساعت ۱۹ تمرین‌های نمایش مریم مجدلیه در حضور تماشاگران برگزار می‌شود. پس از پایان تمرین‌ها، تماشاگران می توانند با آلمساندر بریل و بازیگران این نمایش بحث و گفت و گو کنند. علاقمندان به شرکت در این جلسه می‌توانند با نشانی زیر تماس بگیرند.<br />
  v.falkenstein@sanktpeter.com </p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/morenews/2010/09/post_1385.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/morenews/2010/09/post_1385.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">فرهنگ و هنر</category>


<pubDate>Thu, 02 Sep 2010 10:51:42 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>جلوگيری از خروج جعفر پناهی</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>جعفر پناهی، فيلم‌ساز ايرانی که قرار بود در شصت و هفتمين دوره جشنواره فيلم ونيز آخرين فيلم او به نمايش گذاشته شود، به دليل جلوگيری از خروج وی از ايران، نتوانست به اين جشنواره برود.</p>

<p>خبرگزاری رويترز اعلام کرد که جعفر پناهی، فيلم‌ساز ايرانی که اخيرا چند ماه را در زندان‌های اين کشور به‌سر برده با انتشار بيانيه‌ای اعلام کرده است که مقامات جمهوری اسلامی ايران از خروج وی از کشور جلوگيری کرده‌اند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/panahi020910-2.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>جعفر پناهی قرار بود در جشنواره فيلم ونيز که از ديروز آغاز به‌کار کرده است، به هنگام نمايش آخرين فيلم‌اش «آکاردئون»، حضور داشته باشد.</p>

<p>پناهی در بيانيه خود خطاب به جشنواره ونيز نوشته است: «با وجود آزادی از زندان، من همچنان آزاد نيستم که از کشور خارج شده و در جشنواره‌های فيلم شرکت کنم.»</p>

<p><div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">پناهی: با وجود آزادی از زندان، من همچنان آزاد نيستم که از کشور خارج شده و در جشنواره‌های فيلم شرکت کنم</span></div></p>

<p>وی با تاکيد بر اين که در پنج سال گذشته ساخت فيلم‌های او در ايران به شکل رسمی ممنوع شده، افزوده است: «وقتی به يک فيلم‌ساز اجازه داده نمی‌شود که فيلم بسازد، يعنی فکر او همچنان در زندان است. ممکن است او در سلول کوچکی زندانی نباشد، اما او در زندان بسيار بزرگ‌تری سرگردان است.»</p>

<p>جعفر پناهی در نامه خود از فعاليت‌های سينماگران جهان برای آزادی وی از زندان، قدردانی کرد و نوشت: «فکر می‌کنم همه اين پشتيبانی‌ها از سوی کسانی بود که به سينما و آزادی بيان فيلم‌ساز اعتقاد راسخ داشتند. اميدوار باشيم که روزی همه دولت‌ها در جهان نيز به چنين باوری برسند.»</p>

<p>جعفر پناهی، برنده شير طلايی جشنواره ونيز در سال ۲۰۰۰ در ۱۰ اسفند سال گذشته به همراه ۱۷ نفر، از جمله همسر و دخترش، در منزل خود در تهران بازداشت شد. بیش‌تر بازداشت‌شدگان روزهای بعد آزاد شدند، اما وی نزدیک به سه ماه در زندان اوین باقی ماند.</p>

<p>جعفر پناهی پس از نزدیک به ۸۰ روز بازداشت، به اعتصاب غذا دست زد. بازداشت و اعتصاب وی در زندان موجی از همبستگی بین‌المللی را با خود همراه کرد تا اين که روز سه‌شنبه، ۴ خردادماه با پرداخت وثیقه دويست ميليون تومانی آزاد گرديد.</p>

<p>قرار بود امروز یازدهم شهریورماه، جعفر پناهی در نشست خبری ویژه در جشنواره ونيز درباره فیلم «آکاردئون» صحبت کند.</p>

<p>همچنين قرار بود در اين دوره وی کارگاه آموزشی‌ای نيز برای علاقمندان جوان سینما برگزار کند.</p>

<p>فیلم کوتاه «آکاردئون» که در ایران فیلم‌برداری شده، بخشی از یک پروژه با عنوان «آنگاه و اکنون؛ ورای مرزها و تفاوت‌ها» است؛ فیلم‌های این پروژه با محور ماده هجدهم اعلامیه جهانی حقوق بشر؛ «هر کس حق دارد از آزادی فکر، وجدان و مذهب برخوردار باشد»، ساخته شده‌اند.</p>

<p>جعفر پناهی بهمن‌ماه سال گذشته نيز که قرار بود در جشنواره برلین شرکت کند به دليل مخالفت مقامات ايران نتوانست از کشور خارج شود.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14223.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14223.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">فرهنگ و هنر</category>


<pubDate>Thu, 02 Sep 2010 10:50:36 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>حمله به خانه مهدی کروبی</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>ساعت ۱۰ شب گذشته برای چهارمين بار پياپی در چند روز اخير، نيروهای طرفدار دولت ايران به خانه مهدی کروبی، از رهبران مخالفان حمله کردند، عليه او شعار دادند و خسارت‌هايی به منزل وی وارد آوردند.</p>

<p>به گزارش تارنمای سحام‌نيوز، نزديک به مهدی کروبی، شب گذشته نيروهای بسيجی با «هماهنگی و برنامه‌ريزی قبلی»  در مقابل خانه مسکونی کروبی تجمع کردند. آن‌ها عليه وی و در حمايت از آيت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ايران، شعار دادند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/karubi020910-2.jpg' /><br/>
<small><small>عکسی از حمله سال گذشته به خانه مهدی کروبی</small></small>


</p>

<p>سحام‌نيوز نوشته است: «اين افراد بدون هيچ گونه ابايی اقدام به بر هم زدن نظم عمومی و آسايش مردم روزه دار» نمودند.</p>

<p>اين گزارش که حمله‌کنندگان را «اراذل و اوباش نظامی وابسته به قرارگاه شهيد محلاتی» ناميده است، می‌افزايد افراد فوق «به پرتاب سنگ و پاشيدن رنگ بر روی ساختمان محل سکونت مهدی کروبی، شکستن شيشه‌ها و دزديدن دوربين‌های امنيتی آن» مبادرت ورزيدند.</p>

<p><div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">چهار تجمع اخير نيروهای طرفدار دولت ايران در مقابل خانه مسکونی مهدی کروبی نخستين حرکات اين نيروها عليه وی نيست</span></div></p>

<p>سحام‌نيوز اعلام کرد که حمله‌کنندگان «مجهز به سلاح گرم و سرد» بودند تا با «ايجاد رعب و وحشت در اذهان عمومی» مانع از حضور مهدی کروبی در راه‌پيمايی روز قدس شوند.</p>

<p>مهدی کروبی چند روز پيش اعلام کرده بود که در راه‌پيمايی روز قدس شرکت خواهد کرد.</p>

<p>روز گذشته، فاطمه کروبی، همسر مهدی کروبی، نامه‌ای خطاب به آيت‌الله خامنه‌ای نوشت. اين نامه در پی سه شب تجمع اعضای بسيج، سپاه پاسداران و نيروهای موسوم به لباس‌شخصی در مقابل منزل خانوادگی مهدی کروبی نوشته شد.</p>

<p>وی در اين نامه نوشت: «اختلاف همسرم با جنابعالی در مسائلی که همگان بر آن واقف‌اند چه ارتباطی با حق زيستن ما دارد؟» </p>

<p>فاطمه کروبی افزود: «اين جرايم مشهود به‌نام حمايت از حضرتعالی و در مقابل نيروی انتظامی صورت گرفت و جالب آن‌که اين نيرو حتی جرات نزديک شدن به اين جماعت تحت الحمايه را نداشت.»</p>

<p>همچنين روز گذشته زهرا رهنورد، از ديگر مخالفان دولت کنونی ايران مورد حمله نيروهای موسوم به لباس شخصی قرار گرفت. اين افراد رهنورد را در خيابان مورد بازخواست قرار دادند.</p>

<p>چهار تجمع اخير نيروهای طرفدار دولت ايران در مقابل خانه مسکونی مهدی کروبی نخستين حرکات اين نيروها عليه وی نيست.</p>

<p>اسفندماه سال گذشته نيز حدود ۵۰ نفر به منزل مهدی کروبی حمله کردند و روی ديوارهای آن رنگ پاشيدند و عليه اين نامزد معترض به انتخابات رياست جمهوری شعار نوشتند. </p>

<p>پيش از اين دو واقعه، نيروهای حامی دولت در مناسبت‌های مختلف مهدی کروبی و همراهان‌اش را مورد آزار قرار داده بودند؛ از جمله در جريان راه‌پيمايی ۲۲ بهمن، نمايشگاه کتاب سال گذشته و مراسم عزاداری در شهر زنجان که نيروهای لباس‌شخصی به سوی خودروی حامل وی شليک کردند.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14221.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14221.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">ایران</category>


<pubDate>Thu, 02 Sep 2010 10:47:36 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>لهستان سه - ایران دو </title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>جشنواره ادینبورگ امسال مانند سال گذشته از ایران نشانی ندارد و تنها نمایشی که به ایران مربوط است، نمایشی است با نام «لهستان سه، ایران دو» کار مشترک مهرداد سیف و دوبروولسکی که در بخش جنبی جشنواره(فرینج) به مدت ۲۱ شب در طول ماه آگوست در این شهر بارانی اسکاتلند اجرا شد.</p>


<p>مهرداد سیف از نوجوانی به همراه خانواده‌اش به بریتانیا مهاجرت کرده، و در این سال‌ها به عنوان کارگردان تئاتر فعال است و بیشتر اجراهای او مضامینی بر محور ایران دارند.<br />
نمایش کوچک «لهستان سه- ایران دو» در یک کافه - که به یکی از محل های اجرای نمایش در جشنواره بدل شده- به اجرا در آمد و محور آن بازی فوتبال ایران و لهستان در سال ۱۹۷۶بود که در نهایت با نتیجه سه بر دو به نفع لهستان به پایان رسید. </p>

<p>در این نمایش پرده‌ای وجود دارد که بر آن تصاویری به نمایش در می‌آمد و دو کارگردان - بازیگر نمایش، یکی ایرانی‌الاصل و دیگری لهستانی‌الاصل، قصه‌های زندگی خود را بر محور این بازی فوتبال روایت می‌کنند. در واقع نمایش آشکارا برداشتی است از شیوه‌ی نقالی در تئاترهای سنتی ایران که در آن نقال روی پرده‌ای نقاشی‌شده، داستان را تعریف می‌کند و سعی دارد مخاطب را به شکل‌های مختلف با داستانش درگیر کند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/bmost.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>اینحا هم دو راوی ماجرا سعی دارند با ترفندهای مختلف نمایش را پیش ببرند. حتی استفاده از عصا برای نشان دادن بخشی از پرده، نوعی رجوع مستقیم به نقالی است.<br />
لهستان سه – ایران دو، در واقع دو قصه از دو کشور کاملاً متفاوت را بازگو می‌کند که حالا به بهانه‌ی بازی فوتبالی در دهه‌ی هفتاد در کنار هم قرار گرفته‌اند تا با مفهومی استعاری جست و جوی آزادی را در هر کشور به نمایش بگذارند؛ که یکی به آزادی لهستان می‌انجامد و دیگری هنوز در پی‌دستیابی به آزادی است. </p>

<p>در واقع نمایش می‌خواهد بر این محور خود تأکید کند، در عین حال که قصد دارد از زبان طنز بهره بگیرد. زندگی دو راوی هرچند بخش مهمی از نمایش است و وجه شخصی آن را برجسته می‌کند اما در نهایت قرار است در لایه‌ای از ابهام مفهوم سیاسی - اجتماعی خود را پررنگ کند و با دستمایه‌ قراردادن یک بازی فوتبال که ۳۴ سال پیش برگزار شده- با بازی دو تیمی که در بروشور به عنوان بهترین تیم‌های ملی لهستان و ایران در تمام دوران لقب گرفته‌اند- تفاوت‌های تلاش مردم این دو کشور در راه دستیابی به آزادی را بررسی کند. </p>

<p>در نهایت این مسابقه با پیروزی لهستان به پایان رسید و ایران بازی را واگذار کرد، که همین را در واقعیت تلاش دو کشور برای آزادی هم می‌شود جست و جو کرد: لهستان رقابت برای دستیابی به آزادی را برد و ایران در این راه عقب‌تر است.</p>

<p>اما روایت دو راوی نظم کافی برای هدایت تماشاگر به این مفهوم را ندارد و بیشتر به شکل تکه تکه و گریزی به لایه‌های مختلف تاریخ باقی می‌ماند و نمی‌تواند در نهایت تصویری از این مقایسه را برای تماشاگری که چیز زیادی درباره‌ی تاریخ این دو کشور نمی‌داند، ترسیم کند.</p>

<p>هر چند روایت مهرداد سیف بیشتر به وقایع سیاسی و اجتماعی طول این دوران اشاره دارد، اما روایت دوبروولسکی اشاره‌ی بسیار کمتری دارد و نمی‌تواند تماشاگر را به تم اصلی نمایش هدایت کند. برای مثال در توضیحات او تصویری از لهستان امروز ارائه نمی‌شود، در حالی‌که این ضروری به نظر می‌رسد، و در مقابل، در بخش ایران، وضعیت ملتهب جامعه‌ی امروز این کشور و وقایع انتخابات و جنبش سبز، مورد توجه ویژه قرار می‌گیرد. </p>

<p>سیف با اشاره به سوابق خانوادگی خود و مبارزات خانواده‌اش در زمان شاه، به ایران امروز می‌رسد و تلاش او برای رأی دادن که سرانجام بی‌نتیجه می‌ماند و در نهایت این انتخابات موجب یک جنبش اجتماعی در ایران می‌شود.</p>

<p>همه‌ی این روایت در دل روایت زندگی او از کودکی و پدر و مهاجرت آنها به بریتانیا قرار می‌گیرد و حتی به مسائلی می‌رسد که امروز مانع از سفر او به ایران شده است. <br />
او می‌گوید بخاطر اجرای نمایشی در ادینبورگ در سال ۲۰۰۸، گروه او که به ایران سفر کرده بودند مورد بازخواست قرار گرفتند و زمانی که از او به عنوان سخنران یک سمینار به ایران دعوت شده بود، دعوت‌کنندگان در نهایت تأکید کردند که نمی‌توانند امنیت سیاسی او را تضمین کنند و برای همین هم او ترجیح داده که به ایران سفر نکند.</p>

<p>همه‌ی این ماجراها در دل نقالی سیف از اوضاع و احوال ایران به همراه عکس‌هایی از او و خانواده‌اش و مسائل سیاسی و اجتماعی ایران طی چند دهه به نمایش در می‌آیند تا تصویری از ایران ارائه کنند. اما در نهایت باز این تصویر به هیچ وجه کامل نمی‌شود و تنها اشاره‌های گذرایی را به وضعیت ایران و زندگی خود سیف دارد. </p>

<p>نقال‌ها در طول نمایش از هر شوخی‌ای استفاده می‌کنند و گاه با تماشاگران هم حرف می‌زنند تا حالت صمیمانه‌ای را ایجاد کنند. اجرای نمایش در یک بار کوچک، به این امر کمک می‌کند، اما در عین حال کمبود فضا و امکانات را به روشنی یادآوری می‌کند و از ابهت نمایش می‌کاهد. </p>

<p>شوخی‌های نمایش اجراکنندگان و خانواده‌ی آنها را دربرمی‌گیرد. مثلاً بازیگر لهستانی شوخی می‌کند که برخی از تماشاگران گمان کرده‌اند که زوج هنری این کار، همجنس‌گرا هستند، و به شوخی کردن با لباسش می‌پردازد. در انتهای نمایش آنها لباس‌های‌شان را با هم عوض می‌کنند: لباس‌های دو تیم فوتبال در سال ۱۹۷۶ که هر یک از آنها به تن دارند و در انتها به سبک بازی فوتبال با هم عوض می‌کنند تا نشانی از دوستی باشد. با این حال بازیگر لهستانی‌الاصل از ابتدا تکلیف را روشن می‌کند که در اسکس بریتاینا به دنیا آمده و تنها پدرش لهستانی است؛ پدری که نقش مهمی در بازگویی وقایع بعد از جنگ جهانی دوم در لهستان دارد و سرانجام به بریتانیا مهاجرت می‌کند. </p>

<p>بخش لهستانی نمایش شاید بدون آن که از پیش مقرر شده باشد، شوخی‌های بیشتری دارد، اما بخش ایران جدی‌تر و سنگین‌تر است و گاه به تلخی می‌گراید. در عین حال اما قسمت‌هایی از حرف‌های بخش لهستان و شوخی‌های آن، گاهی بسیار طولانی می‌شود. به‌خصوص قسمت مربوط به کتابچه‌ی معرفی بازیکنان فوتبال لهستانی و اشتباهات آن که به درازا می‌انجامد و تماشاگر را خسته می‌کند، در حالی‌که می توانست بسیار کوتاه‌تر و در عین حال موفق‌تر باشد. </p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/radiocity/2010/09/post_578.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/radiocity/2010/09/post_578.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">هفت هنر</category>


<pubDate>Thu, 02 Sep 2010 10:06:12 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>آغاز مذاکرات صلح خاورميانه</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>دو سال پس از آخرين مذاکرات صلح ميان اسرائيل و فلسطين، نمايندگان اين دو کشور به واشنگتن رفتند تا امروز دور تازه‌ای از گفت‌وگوهای خود را آغاز کنند.</p>

<p>به گزارش خبرگزاری آلمان، روز گذشته همراه با ملاقات‌های جداگانه باراک اوباما، رئيس جمهوری آمريکا با بنيامين نتانياهو، نخست وزير اسرائيل و محمود عباس، رئيس جمهوری فلسطين، دور تازه مذاکرات صلح خاور ميانه کليد خورد. اين دور از مذاکرات امروز به‌طور رسمی آغاز می‌شود.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/ISPA020910-2.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>اوباما و نتانياهو در ديدار خود از يک ملاقات خلاق سخن گفتند. باراک اوباما در اين ملاقات از «تلاش‌های روشن مشترک برای پيشرفت مذاکرات ميان فلسطين و اسرائيل» حرف زد و هدف آن را راه ‌حل «دو کشوری» دانست تا حکومت‌های اسرائيل و فلسطين بتوانند در کنار يکديگر در صلح به‌سر برند.</p>

<p>اوباما و نتانياهو حمله چند روز پيش به شهرک اسرائيلی را محکوم کردند. اوباما در اين رابطه گفت: «اين حرکت توسط تروريست‌ها و مخالفين مذاکرات صورت گرفته است؛ کسانی که صلح نمی‌خواهند و قصد ايجاد مانع بر سر مذاکرات را دارند.»</p>

<p>باراک اوباما افزود: «آمريکا از امنيت اسرائيل دفاع خواهد کرد و ما تروريست‌ها را به عقب‌نشينی وادار خواهيم کرد.»</p>

<p>رئيس جمهوری آمريکا تصريح کرد که محمود عباس نيز اين حمله تروريستی را محکوم می‌کند. وی گفت: «من به وی (عباس) و باور او به راه حل دو کشوری اعتماد دارم.»</p>

<p><div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">ناظران بين‌المللی دستيابی کوتاه مدت به راه حل‌های دوجانبه را ناممکن می‌دانند و پيش‌بينی می‌کنند که اين مذاکرات به مدت يک سال ادامه يابد</span></div></p>

<p> روز سه‌شنبه، در حمله به شهرک يهودی‌نشين واقع در کرانه غربی اردن، چهار شهروند اسرائيلی و در ميان آن‌ها يک زن باردار کشته شدند. روز گذشته نيز در يک عمليات مشابه دو اسرائيلی زخمی شدند. هر دو عمليات توسط شاخه نظامی حماس که با مذاکرات صلح خاور ميانه مخالف است، صورت گرفته‌اند.</p>

<p>نتانياهو در سخنان خود در کاخ سفيد محمود عباس را «شريک صلح» خود خطاب کرد. نخست وزير اسرائيل گفت هدف مذاکرات مستقيم نه فقط «مهلتی موقت» که تضمين «صلحی قابل اعتماد و پايدار» ميان اسرائيل و فلسطين است.</p>

<p>نتانياهو گفت: «من امروز به منظور دستيابی به يک توافق تاريخی اين‌جا آمده‌ام، توافقی که هر دو ملت را به سوی صلح و امنيت رهنمون سازد.»</p>

<p>باراک اوباما از «انگيزه‌های تازه» برای يافتن راه حل صلح آميز در مناقشات خاورميانه سخن گفت و جرج ميچل، نماينده ايالات متحده در خاور ميانه نيز اميدوارانه اظهار داشت: «اين يک موقعيت استثنائی است تا دو کشور از امکان دستيابی به راه حل مشترک استفاده کنند.»</p>

<p>باراک اوباما با محمود عباس و حسنی مبارک، رئيس جمهوری مصر و ملک عبدالله، پادشاه اردن نيز ملاقات داشت. </p>

<p>در ضيافت مشترک شام، مقامات کشورهای شرکت کننده بر موقعيت حساس اين مذاکرات تاکيد کردند. محمود عباس و بنيامين نتانياهو در اين ضيافت با لبخندی بر لب دست يکديگر را فشردند. </p>

<p>محمود عباس در سخنان خود حمله روز سه‌شنبه به اسرائيل را محکوم کرد و گفت: «ما نمی‌خواهيم خونی ريخته شود.» و نتانياهو نيز افزود: « اجازه نخواهيم داد که تروريست‌ها مانع راه ما به سوی صلح شوند.»</p>

<p>ناظران بين‌المللی معتقدند که سه محور اصلی مورد مناقشه در مذاکرات، شهرک‌سازی‌های اسرائيل در کرانه غربی رود اردن، تقسيم اورشليم به‌عنوان پايتخت دو کشور و سرنوشت مهاجران فلسطينی خواهند بود.</p>

<p>بنيامين نتانياهو در سخنان شب گذشته خود نشان داد که اصلی‌ترين دغدغه وی در اين مذاکرات «امنيت پايدار اسرائيل» است.</p>

<p>وی بدون اشاره به توقف شهرک‌سازی‌های اسرائيل، به‌عنوان يکی از خواسته‌های فلسطينی‌ها، گفت: «ما لبنان را ترک کرديم با تروريسم مواجه شديم. غزه را ترک کرديم با تروريسم مواجه شديم.»</p>

<p>وی تضمينی خواست که هر بخشی را که اسرائيل ترک می‌کند به جايگاه «تروريست‌های مورد حمايت ايران» تبديل نشود.</p>

<p>اين در حالی است که جمهوری اسلامی ايران اتهام حمايت از تروريست‌ها را رد می‌کند و پشتيبانی خود از نيروهای حماس را پشتيبانی از «نيروهای اسلامی آزادی‌خواه» می‌داند.</p>

<p>مذاکرات صلح خاورميانه، امروز در محل وزارت امور خارجه آمريکا با حضور نمايندگان کشورهای فلسطين و اسرائيل و هيلاری کلينتون، وزير امور خارجه آمريکا آغاز خواهد شد.</p>

<p>ناظران بين‌المللی دستيابی کوتاه مدت به راه حل‌های دوجانبه را ناممکن می‌دانند و پيش‌بينی می‌کنند که اين مذاکرات به مدت يک سال ادامه يابد.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14220.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14220.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">خاورمیانه</category>


<pubDate>Thu, 02 Sep 2010 09:27:40 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>شصت و هفتمین جشنواره‌ی فیلم ونیز </title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>چهارشنبه، دهم شهریور ماه، شصت و هفتمین جشنواره‌ی فیلم ونیز افتتاح شد. امسال کوئتین تارنتینو، رییس هیأت داوران جشنواره‌ی ونیز است و اوست که تصمیم می‌گیرد، شیر طلایی نصیب چه کسی خواهد شد. </p>

<p>چند روزی بیشتر نیست که به ایزابل روسلینی، بازیگر، مانکن و دختر اینگرید برگمن و روبرتو روسلینی اطلاع دادند که در سال آینده ریاست هیأت داوران جشنواره‌ی برلین را به عهده خواهد داشت. اما فعلاً ایزابل روسلینی در جشنواره‌ی فیلم ونیز مسئولیت اهدای شیرهای طلایی را به عهده دارد.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/Isabella%20Rossellini.jpg' /><br/>
<small><small>ایزابل روسلینی با فیلم «تنهایی یک شاهزاده» </small></small>


</p>

<p>در شصت و هفتمین جشنواره‌ی فیلم ونیز ایزابل روسلینی با فیلم «تنهایی یک شاهزاده» شرکت دارد. فیلم روسلینی امید سینمای ایتالیاست. </p>

<p>در سال‌های گذشته فیلم‌های ایتالیایی در جشنواره‌ی فیلم ونیز چندان درخششی نداشتند. امسال اما ایتالیا با «تنهایی یک شاهزاده» و سه فیلم دیگر در جشنواره‌ی ونیز شرکت می‌کند. ناظران حدس می‌زنند که امسال در رقابت نهایی فیلم‌هایی از آمریکا و ایتالیا شرکت داشته باشند.  فیلم‌های ایتالیایی که در جشنواره‌ی امسال به نمایش گذاشته می‌شوند از ملی‌گرایی و وطن‌پرستی نشان دارد. این موضوع به بحث‌هایی در ایتالیا دامن زده است. </p>


<p><img id="photow" src='/pictures-new/Tarantino.jpg' /><br/>
<small><small>کوئتین تارنتینو، رییس هیأت داوران جشنواره‌ی ونیز </small></small>


</p>

<p>بسیاری از فیلم‌های شرکت کننده در شصت و هفتمین جشنواره‌ی فیلم ونیز در آمریکا تولید شده‌اند. جرج کولونی، ستاره‌ی محبوب قلب‌ها که با حضورش بر روی فرش قرمز به هر جشنواره‌ای رونق می‌دهد، این بار در ونیز حضور نخواهد داشت. اما در عوض داستین هافمن با فیلم «  Barney's Version  » به ونیز آمده است. با نمایش این فیلم، جشنواره‌ی فیلم ونیز گشایش یافت.</p>

<p>دارن آرونوفسکیس با فیلم « Black Swan  »، یک تریلر روحی، روانی با بازی ناتالی پورتمن و وینسنت کسل از دیگر فیلم‌های مطرح در جشنواره‌ی فیلم ونیز است. این فیلم ماجرای دسیسه‌چینی‌های یک گروه هنری باله در نیویورک است. اگر فیلم آرونوفسکیس، امسال هم مورد توجه قرار گیرد، برای دومین بار شیر طلایی ونیز را از آن خود خواهد کرد. دو سال پیش، آرونوفسکیس با فیلم « Wrestler » جشنواره‌ی فیلم ونیز را به نام خود رقم زد.  </p>

<p>یکی دیگر از دلایلی که به رقابت بین فیلم‌های اروپایی و آمریکایی در شصت و هفتمین جشنواره‌ی فیلم ونیز دامن می‌زند، حضور تارنتینو در رأس هیأت داوران است. به اعتبار حضور اوست که انتظار می‌رود برخی فیلم‌های نامتعارف و جوان‌پسند مورد توجه قرار گیرند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/Hoffman.jpg' /><br/>
<small><small>داستین هافمن با یک فیلم در جشنواره ونیز شرکت دارد</small></small>


</p>

<p>شصت و هفتمین جشنواره‌ی فیلم ونیز، امسال جشنواره‌ی بسیار جوانی است. میانگین سنی کارگردانانی که در جشنواره‌ی فیلم ونیز، امسال آثار خود را به نمایش می‌گذارند، از ۴۷ سال تجاوز نمی‌کند. </p>

<p>یکی از کارگردانان جوان سوفیا کاپولا است که فقط ۳۹سال دارد. کاپولا با فیلم «  Somewhere » در جشنواره‌ی ونیز شرکت دارد. در این فیلم مردی که زندگی بسیار ناآرامی دارد، به طور غیرمنتظره با دختر یازده ساله‌اش روبرو می‌شود. او ناگزیر می‌بایست شیوه‌ی زندگی‌اش را به خاطر دخترش تغییر دهد و این مسأله مشکلاتی برای او به‌وجود می‌آورد.</p>

<p>یکی دیگر از کارگردانان جوان که از او به عنوان امید سینمای آلمان نام می‌برند، توم تیکورز است که با فیلم « سه» در جشنواره‌ی امسال شرکت دارد. «سه» نخستین فیلم این کارگردان جوان و بااستعداد آلمانی است و موضوع آن یک رابطه‌ی سه نفره‌ی عشقی است. دو زن به نام‌های هانا و سیمون دوباره عاشق مردی به نام آدام می شوند.</p>

<p>از دیگر فیلم‌های مهمی که امسال در جشنواره‌ی فیلم ونیز شرکت دارند، می‌توان از « The Tempes» که بر اساس نمایش‌نامه‌ای از شکسپیر ساخته شده و فیلم اکشن جاسوسی « The Town » نام برد.</p>

<p>کیسی افلک با مستند « I'm Still Here   » در بخش غیررقابتی جشنواره‌ی فیلم ونیز شرکت دارد. موضوع این مستند زندگی دوست و باجناق جناب کارگردان است که زمانی بازیگر بوده اما بازیگری را رها کرده و به خوانندگی رپ روی آورده. شایعاتی هست مبنی بر اینکه کارگردان با به شرکت دادن این فیلم بی‌سر و ته در بخش غیررقابتی جشنواره قصد دارد هیأت داوران را دست بیندازد. </p>

<p>شصت و هفتمین جشنواره‌ی فیلم ونیز تا یازدهم سپتامبر ادامه خواهد داشت.<br />
 <br /><br />
سال گذشته، ساموئل مائوز با فیلم «  Lebanon » شیر طلایی را از آن خود کرد و جشنواره را به نام خود رقم زد. این کارگردان اسرائیلی تجربیات شخصی خود در جنگ لبنان را به زبان تصویر درآورده بود.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/morenews/2010/09/post_1386.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/morenews/2010/09/post_1386.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">گزارش ویژه</category>


<pubDate>Thu, 02 Sep 2010 09:10:48 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>ابلاغ ساختگی حکم اعدام به سکینه محمدی آشتیانی</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>پسر سکينه محمدی آشتيانی، زنی که محکوم به سنگسار شده بود، می‏گويد مقامات زندان تبريز برای مادرش يک اعدام نمايشی ترتيب دادند و هم اکنون سلامت روانی وی در معرض خطر قرار گرفته است.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/protestsak.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>به گزارش گاردين، سجاد قادری پسر سکينه محمدی آشتيانی، گفت که روز شنبه مقامات زندان تبريز به مادر وی اعلام کردند که فردای آن روز حکم اعدام وی به اجرا درخواهد آمد به همين دليل وی وصيت‏نامه‌اش را نوشته و با همبندان‌اش نيز خداحافظی کرده بود اما اين حکم اجرا نشد.</p>

<p>او افزود که مادرش هم اکنون در وضعيت روانی بدی قرار دارد، همچنين ملاقات با خانواده يا وکيل‏‌اش نيز قطع شده است.</p>

<p>سجاد قادری می‏گويد: فشارهای جامعه بين‏المللی ممکن است در توقف اجرای حکم موثر باشد اما آن‌ها هر روز او را با چنين اقداماتی زجرکُش می‌کنند.</p>

<p><div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">تمام مدارک مربوط به برائت در پرونده قتل از میان رفته است تا تناقض‌ها و ابهامات پرونده پنهان بماند</span></div></p>

<p>اين اقدام در حالی صورت گرفته است که از ملاقات فرزندان سکينه محمدی آشتيانی با وی، به بهانه عدم تمايل وی به ملاقات با فرزندان‌اش، جلوگيری به عمل آمده و از سوی ديگر به اين زندانی نيز گفته شده بود که کسی به ملاقات وی نيامده است.</p>


<p>وی می‌گويد آشکارا درد و تالم روانی مادرش را از صدای او پشت تلفن دريافته است، مقامات از افزايش فشارهای بين‌المللی خشمگين هستند و از وی انتقام می‌گيرند.</p>

<p>روز شنبه در صد شهر جهان، راه‌پيمايی و تجمع‌هايی برای حمايت از سکينه محمدی آشتيانی برگزار شده بود.</p>

<p>اين زن ۴۳ ساله، چهار سال پيش محکوم به ۹۹ ضربه شلاق به دليل زنا شده بود اما پس از قتل شوهرش، دادگاه ديگری او را به سنگسار محکوم کرد و از آن زمان در زندان تبريز زندانی است.</p>

<p>سجاد قادری می‏گويد تنها دليلی که مادرش هنوز زنده است حمايت‏های بين‏المللی است. وی می‎‏گويد: «ازهمه در سراسر جهان خواهش می‌کنم به حمايت از مادرم ادامه دهند، اين تنها راهی است که ممکن است به بخشوده شدن مجازات اعدام او منجر شود.»</p>

<p>در همين حال وی می‏گويد که پرونده قتل پدرش در دادگاه مفقود شده است: «آن‌ها در باره اتهاماتی که متوجه مادرم شده است دروغ می‌گويند او از اتهام قتل پدرم تبرئه شده بود، اما دولت داستانی ساختگی عليه او ساخته است.»</p>

<p>هفته گذشته منزل هوتن کيان، وکيل سکينه محمدی آشتيانی مورد هجوم ماموران لباس شخصی قرار گرفت و اسناد وی از جمله  حکم برائت موکل‌اش از قتل شوهرش را با خود بردند.</p>

<p>سجاد قادری می‏گويد به اين ترتيب تمام مدارک مربوط به برائت در پرونده قتل از ميان رفته است تا تناقض‌ها و ابهامات پرونده پنهان بماند.</p>

<p>يکی از ابهامات اين پرونده آن است که نام هيچ فردی به عنوان فردی که با وی رابطه نامشروع داشته در پرونده ذکر نشده است.</p>

<p>مينا احدی از کميته ضد سنگسار در اين زمينه به گاردين گفته است همانطور که آن‌ها به سادگی به کارلا برونی- سرکوزی اتهام فحشاء می‌زنند به همين راحتی نيز برای سکينه و به‌طور کلی زنان متهم در ايران پرونده‌سازی می‌کنند و براساس اتهامات بی‌اساس آن‌ها را به سنگسار محکوم می‌کنند.</p>

<p>ماه گذشته، محمد مصطفايی وکيل اين متهم به دنبال به گروگان گرفته شدن برخی از اعضای خانواده‌اش توسط مقامات قضايی از کشور گريخت و اطلاعاتی در رابطه با تناقضات پرونده وی منتشر ساخت.</p>

<p>از آن زمان کارزار گسترده‏ای عليه اين حکم در سطح جهان آغاز شده است و برخی از کشورهای جهان رسما اعتراض خود را به صدور حکم سنگسار عليه سکينه محمدی آشتيانی اعلام کرده اند.</p>

<p> ستاد حقوق بشر قوه قضائيه اخيرا با انتشار اطلاعيه‌ای ضمن انتقاد از اعتراضات جهانی اعلام کرده بود که برای اين پرونده «راهکار ويژه‌ای» در نظر گرفته شده است.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14216.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14216.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">ایران</category>


<pubDate>Wed, 01 Sep 2010 20:44:23 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>حقوق زنان جوان مجرد در آمریکا بالاتر از مردان است</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>در حالی که ميانگين حقوق زنان در آمريکا از مردان کم‌تراست، يک مطالعه جديد نشان داده است که حقوق زنان مجرد جوان و بدون فرزند بيش‌تر از مردان است.</p>

<p>به نوشته تايم، مطالعه جديدی که توسط يک موسسه تحقيقات بازار از ميان دو هزار موسسه در ١۵۰ شهر آمريکا صورت گرفته است نشان می‌دهد با وجود اين‌که متوسط حقوق زنان در آمريکا ۸۰ درصد مردان است، اما زنان جوان مجرد بدون فرزند به‌طور متوسط هشت درصد درآمد بالاتری از مردان در همان رتبه دارند. در دو شهر آتلانتا و ممفيس اين ميزان به ۲۰ درصد بالاتر از همتايان مرد می‌رسد.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/womanboss.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>در شهرهايی چون نيويورک، لس آنجلس و سان ديه‌گو اختلاف اين گروه از زنان با همتايان مرد خود چشمگيرتر است.</p>

<p><div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">برای نخستین بار در آمریکا زنان بيش‌ترين حقوق را در مشاغل مدیریتی از آن خود کرده‌اند</span></div></p>

<p>به اين ترتيب شکاف جنسی در زمينه درآمد سيمای ديگری از خود نشان می‌دهد، زنان مجرد زير ۳۰ سال بدون فرزند که در شهرهای بزرگ زندگی می‌کنند درآمد بيش‌تری از مردان همتای خود دارند در حالی که زنان متاهل که در شهرهای بزرگ زندگی نمی‌کنند درآمد کم‌تری از مردان دارند.</p>

<p>جيمز چونگ از موسسه ريچ ادويزر در اين زمينه توضيح می‌دهد که به دليل افزايش شرکت‌هايی مبتنی بر دانش و از سوی ديگر افزايش تحصيلات زنان در اقليت‌های نژادی، اين شکاف خود را نشان داده است.</p>

<p>سال گذشته اداره آمار نيروی کار آمريکا اعلام کرد برای نخستين بار در اين کشور زنان بيش‌ترين حقوق را در مشاغل مديريتی از آن خود کرده‌اند.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14219.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14219.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">آمریکا</category>


<pubDate>Wed, 01 Sep 2010 19:27:57 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>انفجار سه بمب در عزاداری شیعیان پاکستان</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>در جریان انفجار سه بمب در مراسم مذهبی شیعیان در لاهور حداقل بیست و پنج نفر کشته و ده‌ها نفر مجروح شدند.</p>

<p>به گزارش خبرگزاری فرانسه، این سه انفجار در اثر حملات انتحاری صورت گرفته و شمار مجروحان به صد و هشتاد نفر بالغ شده است.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/pak.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>در حالی که امدادرسانی به مجروحان ادامه دارد، گروهی از مردم نیز دست به تظاهرات علیه پلیس زده و نیروهای امنیتی را به اهمال در حفاظت از مراسم عزاداری شیعیان متهم کرده‌اند، برخی از آن‌ها نیز اجساد مهاجمان را مورد حمله قرار دادند.</p>

<p><div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">نخست وزیر پاکستان این حملات را «عملیات بزدلانه تروریستی» خوانده است</span></div></p>

<p>خسرو پرویز یکی از مقامات ارشد لاهور به خبرگزاری فرانسه گفته است که اولین انفجار در لحظه پایان عزاداری شیعیان به وقوع پیوست و متعاقب آن دو انفجار دیگر صورت گرفت.</p>

<p>نخست وزیر پاکستان این حملات را به شدت محکوم کرده و آن را «عملیات بزدلانه تروریستی» خوانده است.</p>

<p>در سه سال گذشته در این شهر سه هزار و سی‌صد نفر در اثر بمب‌گذاری طالبان و گروه‌های وابسته به القاعده کشته شده‌اند.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14212.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14212.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">پاکستان</category>


<pubDate>Wed, 01 Sep 2010 18:26:22 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>این تختخواب چند نفره است؟</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>لایحه‌ی حمایت از خانواده در مجلس شورای اسلامی، بین کمیسیون حقوقی مجلس و صحن علنی در رفت و آمد است.<br />
 در بیرون از مجلس نیز فعالان زن، هم‌چنان بر مخالفت‌های‌شان در قانونی شدن این لایحه پافشاری می‌کنند. در این میان، برخی از طرفداران این لایحه، چه در مجلس و چه در بیرون از مجلس، برای دفاع از مواضع‌شان در تایید این لایحه، یا بر منابع شرعی در تایید موادی هم‌چون چند همسری و صیغه اشاره می‌کنند یا در تلاشند تا با استناد به عوامل اجتماعی و اقتصادی مثل بالاتر بودن آمار زنان جامعه نسبت به مردان، یا وضعیت زنان مجرد، مطلقه، بیوه و ... به اصل ماجرا یعنی دفاع از لایحه‌ای بپردازند که در کار تسهیل‌کردن چند همسری مردان است. </p>

<p>به طور مثال مصباحی مقدم، نماینده‌ی تهران و عضو جامعه‌ی روحانیت مبارز گفته است: «در صورت قانونی شدن ثبت ازدواج موقت، برای چندین میلیون پیر دختر و مطلقه مانع ایجاد خواهد شد.»</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/aam01.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>درواقع یکی از مهم‌ترین دلایل دفاع نمایندگان مجلس از این طرح پیشنهادی قوه قضاییه و دولت، نگرانی برای وضعیت دختران مجرد یا زنان بیوه‌ای است که ممکن است به خاطر ثبت ازدواج موقت‌شان، دچار تردید شوند. </p>

<p><strong>نام این آقا کوچک‌زاده است!</strong></p>

<p>در این میان اما یک نفر صریح‌ترین، ساده‌ترین و میان‌برترین راه را رفته است. او کسی نیست جز مهدی کوچک‌زاده، نماینده‌ای که در مجلس هشتم به ناسزاگویی و فحاشی و حتی نداشتن عفت کلام شهره است. نام او پیش‌تر نیز با همین صفات، به رسانه‌ها راه یافته بود؛ چرا که با «زنازاده خواندن» یک خبرنگار در مقابل 14 نفر از همکارانش در راهروی مجلس، مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفته بود، تا جایی که یک روز بعد از آن، نماینده‌ی دیگری در مجلس فریاد وا اسفا برآورد که چرا یک نفر باید با آبرو و حیثیت ما و مجلس بازی کند؟! <br />
آنچه این‌بار نام کوچک‌زاده را که مدعی است<sup class="footnote"><a href="http://www.zamaaneh.com/zanan/2010/09/post_134.html#fn1">1</a></sup> بارها به خاطر نامش در مجلس مورد تحقیر قرار گرفته، به رسانه‌ها کشانیده، صراحت لهجه‌اش در بیان این نکته بود که «صیغه برای لذت بردن است».</p>

<p>خبرگزاری کار ایران، ایلنا دراین‌باره نوشته است: «اين عضو فراكسيون انقلاب اسلامي با بيان اين كه اگر كسي شرم مي‌كند در بنياد اعتقاداتش به رساله بايد ترديد كرد گفت: در رساله امام و ميرزاجواد تبريزي آمده است گرچه صيغه براي لذت بردن هم نباشد جايز است. وي خطاب به لاريجاني گفت: شما كه منطق و فلسفه خوانده‌ايد چه برداشتي مي‌كنيد به نظر من اين به اين معنا است كه صيغه به معناي لذت بردن است و هركس خجالت مي‌كشد من خجالت نمی كشم.»</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/aam02.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>به نظر من سخنان کوچک‌زاده را باید صادقانه‌ترین خواسته‌ی یک مرد نماینده‌ی مجلس در دفاع از لایحه‌ای دانست که قطعاً در چندهمسری و صیغه، دنبال حق و حقوق زنان نمی‌گردد. چرا که اگر چنین بود باید پرسید کدام زن صیغه شونده‌ای از این که دارای حقوقی باشد و در ازای رابطه جنسی‌اش، بعد از همخوابگی با یک مرد، مدرک ثبت شده‌ای این رابطه را تایید کند، ناراضی خواهد بود؟ مسئله هم این نیست که وارد به شرایط خصوصی یا شخصی کسی شویم. مسئله چیزی به نام«قانون» است که باید فراتر از منافع افراد و گروه‌ها، منافع کل جامعه را در بربگیرد.<br />
 <br /><br />
<strong>دو‌زن‌دارها</strong></p>

<p>دوسال و نیم پیش و در پی وارد شدن لایحه‌ی حمایت از خانواده به بحث‌های رسانه‌ای، ابتدا یک نماینده‌ی زن مجلس عنوان داشت که تعداد زیادی از نمایندگان مجلس دو زنه هستند یا بیش از یک همسر دارند. در پی این ادعا، منابع موثق‌تری نزدیک به اصلاح‌طلبان در تایید این ادعا رقمی بین 59 تا 65 را عنوان کرده و در نهایت ، این رقم به«بالای 60 نفر» در نمایندگان مجلس هشتم رسید. به دنبال این ماجرا فرد یا افرادی شروع کردند به افشای نام نمایندگان دو زنه و نوشتن درباره‌ی شرح زندگی آنها و این که هر یک چند همسر دارند. </p>

<p>این حرکت اگرچه از یک رو با تذکر اخلاقی برخی از فعالان حقوق بشر روبه‌رو شد، اما از این حیث که بدانیم چه کسانی واقعاً طرفدار این لایحه‌اند بسیار سودمند بود. زیرا کسی که نماینده‌ی یک جامعه و در مقام تصمیم‌گیری است، باید فراتر از منافع شخصی و البته جنسی خود، برای یک ملت تصمیم بگیرد. آیا قابل قبول است کسی که نگران نیاز جنسی دختران مجرد است، از داشتن حقوق ثبت شده‌ای برای آنها دلخور شود؟ بنابراین از این منظر، وقاحت صادقانه‌ی جناب نماینده در بیان واقعیتی که تا پیش از این، در پس پرده مانده بود و در شکل و شمایل دستور شرعی و آمار بیوه‌ها و ... رخ می‌نمود ستودنی است؛ اما در همین مورد مثالی دارم و کنجکاوم بدانم چنین نماینده‌ی مردی در مواجهه با خانواده‌ی خود چگونه است. </p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/aam03.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>می دانم که اجازه‌ی وارد شدن به حریم شخصی افراد را ندارم، اما آیا مثلاً حق ندارم بدانم همسر آقای کوچک‌زاده که سرنوشت یک ملت را به«لذتش» پیوند می‌زند در مورد این سخن او چه می‌اندیشد؟ حتی اگر غیر اصولی باشد، اما دلم می‌خواهد بدانم مردی که رختخوابش را این‌گونه با صراحت تا مجلس کشانده است، آیا برای همسر خودش حقی از این دست، یعنی«صرف لذت بردن» قائل است؟ </p>

<p>البته این سئوال بی موردی است. چون قانون، در بحث «تمکین»، پیش از این مرد، پاسخ ما را داده است. اگر زنی بیش از این طلب کند، قانون پاسخش را جای دیگری یعنی در قانون سنگسار داده است. در واقع این قوانین و این نگرش به قوانین، از همان مجلسی بیرون آمده است که ریشه‌هایش به ملا سیدحسن مدرس برمی‌گردد که نگاهش به «حق زنان» در این جمله بارز است: «هرچه تامل می‌کنیم می‌بینیم خداوند قابلیت در زن‌ها قرار نداده ست که لیاقت انتخاب کردن را داشته باشند، اینها از آن زمره‌اند که عقول‌شان استعداد ندارد و در حقیقت تحت قیومیت قرار دارند، چطور ممکن است به اینها حق انتخاب کردن داده شود.» [۲]</p>

<p>منظور من نه ترویج مقابله به مثل در خیانت است و نه تایید این که زنان نیز مانند مردان به تن بارگی رو بیاورند، بلکه منظور من این است که آیا این نمایندگان در اتمسفر دیگری، جدا از سایر مردم زندگی می‌کنند؟ آیا آنها خیل دخترانی را نمی‌بینند که روزبه‌روز بندهای دست و پاگیر سنت را پس می‌زنند تا حق خود را از دیوارهایی که به اسم قداست خانواده، از آنها برده‌ی جنسی ساخته است پس بگیرند؟  آیا این نمایندگان در خانه‌های‌شان دختری ندارند که چشم در چشم آنها بدوزد و بگوید اگر مسئله لذت بردن است، سهم زنان در این میان چیست؟!</p>

<p>به راستی اگر صافی بزرگی به نام شورای نگهبان نبود، این نمایندگان، نماینده‌ی کدام مردم و نماینده‌ی چند درصد از مردم بودند؟ بدون شک در همه‌ی جوامع هم مرد هوسباز وجود دارد و هم زن عشرت‌ران، اما آیا قانون وضع می شود تا هوسبازی ما را آسان کند؟ </p>

<p><strong>مردی که می خواست نماینده شود</strong></p>

<p>پیش از مجلس هفتم در یکی از شهرهای شمالی کشور یکی از کاندیداهای مجلس که اتفاقاً مردی دو زنه بود، با وجود داشتن امکاناتی که برای نماینده شدن داشت نتوانست آرای کافی به دست بیاورد. یکی از علت‌های اصلی شکست او این بود که همسر اول و فرزندانش در بسیاری از مجالسی که او برای سخنرانی می‌رفت و نیز در بسیاری از محافل تأثیرگذار، با صدای بلند از مردم می‌خواستند که به وی رای ندهند! دلیل آن را نیز خیانت وی به زن و فرزندانش عنوان می‌کردند. همسر نخست این زن مردم را خطاب قرار می‌داد که کسی که در خانه‌ی خود عدالت ندارد، آیا می‌تواند برای شما قانون عادلانه بنویسد؟! </p>

<p>به گمانم این مبارزه‌ی مدنی با نمایندگانی که مصرانه در کار قانونی کردن لایحه‌ی خانواده‌اند جواب می‌دهد. آنها را بهتر بشناسیم و ببینیم کسی که در بیان سخنش در مجلس یک کشور، شان یک انسان را با صفتی مثل «پیردختر» می‌سنجد، آیا اساساً به چیزی به نام کرامت انسانی فکر می‌کند؟ </p>

<p>ببینیم کسانی که با یک رای ساده‌ی ما به ناگاه در مقامی قرار می‌گیرند که سرنوشت ما و فرزندان‌مان را به رشته‌ی قانون در می‌آورند، چه کسانی هستند؟ آنها را رصد کنیم. هم برای امروز و هم آینده. </p>

<p>از خانواده‌ی این مرد دو زنه کاندیدای نمایندگی یاد بگیریم. کسی که از قدرت، برای کسب لذت بیش‌تر بهره می‌گیرد، حریم شخصی‌اش را خود دریده است. هنوز این لایحه در لباس قانون نرفته است. روی دیگر سکه‌ای که مهدی کوچک‌زاده از آن به عنوان«لذت» نام برده است، حقوق زنانی است که بدون شک سخنان ناگفته‌ی بسیار دارند. حرف‌هایی که شنیدن دارد! </p>

<p><strong>پانوشت‌ها:</strong></p>

<p><br />
http://peymane.ir/fa/pages/?cid=18139 -۱ <br /><br />
۲ـ سخنرانی مدرس در مجلس در مورد حق رای برای زنان در قانون اساسی مشروطیت/ جلسه‌ی یازدهم شعبان سال قمری ۱۳۲۹)<br /><br />
</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://www.zamaaneh.com/zanan/2010/09/post_134.html</link>
<guid>http://www.zamaaneh.com/zanan/2010/09/post_134.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مقالات</category>


<pubDate>Wed, 01 Sep 2010 17:16:54 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>روایت عکس‌هایم</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>«اگر عکس‌هایتان به‌ حد کافی خوب نیست؛ آن‌قدرها نزدیک نرفته‌اید». «رابرت کاپا»، عکاس پنج جنگ‌ برجسته‌ی نیمه‌ی آغازین قرن بیستم، این جمله را در بامداد ششم ژوئیه‌ی ۱۹۴۴بر زبان راند. ساعاتی بعد، فقط ۱۱عکس وی از ورود سربازان متفقین به ساحل «اوماها»ی فرانسه، تهّور قوای پیروز میدان حین گسترده‌ترین عملیات نظامی تاریخ را در چشمان کنجکاو بینندگان‌ مجسم کرد و به همین‌واسطه او را می‌توان نخستین عکاسی خواند که بدین گفته‌ جامه‌ی عمل پوشاند. سرآغاز و کلید خلق قصه‌ی تلخ عکس‌های نکت‌وی نیز همین جمله‌‌ی کوتاه است. جمله‌ای که تماشاگر داستان مستند «عکاس جنگ» آن را در آغاز فیلم از نظر می‌گذراند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/JNW-3-1.jpg' /><br/>
<small><small><span class="caps">JNW</span>-۳-۱– عاشورا – کربلا / جیمز نکت‌وی / <span class="caps">VII</span></small></small>


</p>

<p>شعله‌ها، هوای دودآلود و صدای فروشکست خانه‌های خالی دشت‌های سبز بالکان و یک عکاس خونسرد و سرگردان. این، نخستین سکانس از مجموعه‌تضادها و تقابلات «عکاس جنگ» است. مستندی محصول سال ۲۰۰۱؛ به تهیه‌کنندگی و کارگردانی مستندساز سوئیسی، «کریستین فری» (Christiane Frei)، و حضور یک عکاس و پنج همکارش.</p>

<p>کوزووو (ژوئن ۱۹۹۹)، جاکارتا (می/ژوئن ۱۹۹۹)، رام‌الله (کرانه‌ی باختری رود اردن – اکتبر/نوامبر ۲۰۰۰)، کاوا-ایجن (معدن گوگردی در شرق جاوه‌ی اندونزی – اکتبر ۱۹۹۹) و نیویورک و هامبورگ، شش لوکیشن این اثرند. اثری که تاکنون موفق به کسب و یا کاندیداتوری در ۱۶جایزه‌ی بین‌المللی، از جمله نامزد اسکار بهترین مستند داستانی سال ۲۰۰۲شده است.</p>

<p>«عکاس جنگ»، در تقلای خلق تصاویر ترحم‌برانگیز از رنج‌های مکرر انسان و یا نفی‌ ده‌ها منطق خلاقه‌شان نیست؛ که حکایت حیات در پرده‌ی مرد مرموز و بزرگی‌ست که به‌دور از هیاهوی القاب و عناوین‌اش، همواره در پشت چشمی دوربین پنهان بوده. مردی که بارها فقط گفته «من یک شاهدم و عکس‌هایم هم شهادت‌نامه‌ام‌». بارها گفته «هر دقیقه‌ای که در آنجا بودم، می‌خواستم بگریزم و آن چیزها را نبینم. باید بگریزم و یا با مسئولیت در آن‌جا بودن‌ام، آن‌هم با یک دوربین کنار آیم؟». او جیمز نکت‌وی، عکاس جنگ است.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/JNW-3-2.jpg' /><br/>
<small><small><span class="caps">JNW</span>-۳-۲– پوستر مستند عکاس جنگ</small></small>


</p>

<p>هرچند از همان آغاز، سؤالات متعارفی از این دست که «نکت‌وی از چه خانواده‌ای‌ست»؛ «حیات‌اش چگونه بر او رفته»، یا «خود هم‌اکنون صاحب خانواده‌ای‌‌ست یا نه»، اندیشه‌ی کنجکاو بیننده را رها نمی‌گذارند – و نهایتاً هم پاسخی نمی‌گیرند – اما هرگز از ده‌ها پرسش بی‌سرانجامی هم که پس از تماشای سکانس‌ غریبی چون شیون مادری بازمانده از جنگ، که فرزندش از پس استقرار صلح در منطقه نبش گور می‌شود؛</p>

<p>مهم‌تر جلوه نمی‌کنند، چراکه آنچه‌ بیننده در این‌ صحنه‌ به تماشایش نشسته، نه در وصف روزمرگی‌های راکد و آشنا‌ی‌مان که نَقل وضع رقّت‌بار و پریشان‌گر جنگ‌هایی‌ست که عکاس، در مقام واسط مابین ما و کسانی که به تجربه‌اش محکوم گشته‌اند، آن را خاموشانه میان جمع امن‌مان می‌آورد.</p>

<p>اما دقیقاً همین امنیت خاطر، هزینه‌ای‌ست که بایستی برای درک درون‌مایه‌ی مستند «عکاس جنگ» پرداخت. «کاوه‌ گلستان»، عکاس جنگ صاحب‌نام ایرانی را همه با ایمان راسخ‌اش به خلق همین پریشانی‌ها در خاطر بیننده‌ می‌شناسند: «می‌خواهم صحنه‌هایی را به تو نشان دهم که مثل سیلی به صورت‌ات بخورد و امنیت تو را خدشه‌دار کند و به خطر اندازد. می‌توانی نگاه نکنی، می‌توانی خاموش کنی، می‌توانی هویت‌ خود را پنهان کنی، مثل قاتل‌ها؛ اما نمی‌توانی جلوی حقیقت را بگیری؛ هیچ‌کس نمی‌تواند». </p>

<p>از این‌روست که «عکاس جنگ» علی‌رغم ماهیت مستندش، شاید در ابتدا برای بیننده‌، اشباع از صحنه‌های ساختگی و یا دست‌کم مُغرضانه به نظر آید؛ اما گفت‌وگوهای کوتاهی که با دوستان و همکاران نکت‌وی انجام گرفته، مابین سکانس‌های اصلی، تا حدی از بار ناباوری‌‌‌های وی در مواجهه‌ی‌ با صحنه‌های مشوّش و دلخراشی که نزدیک به سه دهه نکت‌وی، به‌عنوان «شاهد» در آن‌ها حضور داشته را می‌کاهد.</p>

<p>«کریستین امان‌پور» (گزارش‌گر ارشد بخش بین‌الملل خبرگزاری <span class="caps"><span class="caps">CNN</span></span>)، «هانس‌-هرمن کلیر» (Hans-Hermann Klare – سردبیر بخش خارجی نشریه‌ی آلمانی <span class="caps"><span class="caps">STERN</span></span>)؛ «کریستین بریوستت» (Christiane Breustedt – سردبیر نشریه‌ی آلمانی <span class="caps"><span class="caps">GEO SAISON</span></span>)، «دس رایت» (Des Wright – فیلمبردار رویترز) و «دنیس اونیل» (Dennis O’Neill - فیلمنامه‌نویس و بهترین دوست نکت‌وی)، هر کدام در گوشه‌ای از این مستند، پرده‌ از فراروی اخلاقیات نکت‌وی برای بیننده برمی‌کشند و خالق این آثار تکان‌دهنده‌ی بصری را در چندین کلمه انسانی خجالتی، گوشه‌گیر و آرام اما با تعهّد عملی و تجربیات فراوانی معرفی می‌کنند، که وجه تمایز برجسته‌‌ی وی همان نزدیکی نامتعارف‌اش به موضوعات است.</p>

<p>معنای این نزدیکی را کارگردان آشکارا - هرچند در حد فیزیکی‌اش - با فن هوشمندانه‌ای به تصویر کشیده. یک میکرودوربین، سوار بر دوربین عکاسی، درست در کنار چشم راست عکاس و دقیقاً از منظر دیدگان نکت‌وی حین عکاسی؛ از صحنه‌های روبروی لنز او تصویربرداری می‌کند. بخش قابل توجهی از کادر ثابت این میکرودوربین، چشم‌انداز مدنظر عکاس؛ و مابقی را مانیتور ریز بالای دوربین عکاسی، شاسی عکسبرداری و نهایتاً انگشت عکاس دربرگرفته که مجموعاً ایجاد نمایی سراسر بدیع و مستند از صحنه‌ی پیش رو و «لحظه‌ی قطعی» ثبت هر عکس می‌کند.</p>

<p>گاه عکس‌هایی که طی تماشای صحنه‌های ثبت‌گشته از دریچه‌ی این میکرودوربین گرفته می‌شوند را تصادفاً لابلای سکانس‌های بعدی مشاهده می‌کنیم و همانند عکاس، احساس صمیمتی غریب با سوژه‌ها به ما دست می‌دهد و گویی که طنین رنج‌آلود صداها - که حال آشنا با چشم و گوش‌مان گشته – در قاب سرد و بی‌تکان عکس هم آرام‌مان نمی‌نهد. بی‌شک این فن ثبت تصویر و برانگیزش احساسات بیننده، از نقاط قوت تکرارناشدنی «عکاس جنگ» است.</p>

<p>با وجود این بدعت به‌جایی که کارگردان در نحوه‌ی ثبت برخی صحنه‌های عملاً ناممکن (همچون نماهای نزدیک از انتفاضه‌ی جوانان فلسطین و یا کارگران معدن کاوا-ایجن) از دریچه‌ی میکرودوربین‌ها داشته، اما هرگز این پلان‌هایی که غالباً نگاهی متفاوت از معمول می‌طلبند را زیاده از حد در کالبد اصلی مستندش جای نداده تا گاه عکاس هم در صحنه به چشم آید.</p>

<p>تا بینده ببیند که در مزارع باران‌خورده و سراسر رنگ بالکان؛ نگاه‌ او معطوف به اشک‌ها و ثبت عکس‌های خالی از رنگ است. اینکه چگونه نکت‌وی، همپای کودکان فلاکت‌زده‌ی حومه‌ی جاکارتا، در گنداب متعفّنی از زباله‌ها گام بر می‌دارد و تک‌به‌تک از نزدیک به تصویرشان می‌کشد.هر عکاس آماتوری می‌داند که اگر عکسی از دریچه‌ی لنز سوپر-واید ۱۷میلیمتر و دیافراگم ۴گرفته شود (آنگونه که میکرودوربین از مانیتور فوقانی دوربین نکت‌وی به ما نشان می‌دهد) و باز هم جزئی از آن ناواضح دیده شود، چقدر عکاس به صحنه نزدیک بوده. غالب عکس‌هایی که در این مستند از وی نمایش داده می‌شود، اینچنین‌اند و نقل خاطره‌ی تکان‌دهنده‌ی فیلمبردار رویترز نیز، بر این حقیقت صحه می‌نهد.</p>

<p>اما نکت‌وی آن‌قدرها نزدیک نمی‌رود که مسخ در دردها گردد و دیگر مرز «بیننده» بودن‌اش در خاطر مخاطب آنچنان محو شود که گویی این همه رنج و نکبت را چاره‌ای جز سازش نیست. او بدین موضوع از همه واقف‌تر است و عکس‌هایش را متواضعانه از خود نمی‌داند: «در جنگ، قوانین معمول انسانی پایمال می‌شوند. نمی‌توان فکرش را کرد که خیلی عادی به خانه‌ای می‌روی که در سوگ عزیزشان به عزا نشسته‌اند و زمانی دراز را به عکاسی از آنان می‌گذرانی. حقیقتاً امکان‌اش نیست.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/JNW-3-4.jpg' /><br/>
<small><small><span class="caps">JNW</span>-۳-۳– بالکان - صحنه‌ای از مستند «عکاس جنگ»</small></small>


</p>

<p>این تصاویر هیچ‌گاه ایجاد نمی‌شدند، مگر کسانی که من عکس‌شان را می‌گرفتم، بپذیرندم. امکان ندارد از چنین لحظاتی عکاسی کنی، بی‌آنکه آنان مشارکت کنند؛ بی‌آنکه خوش‌آمدم گویند، بپذیرندم و بخواهند که آنجا باشم. آن‌ها می‌فهمند که یک بیگانه‌ با یک دوربین می‌آید تا که به جهانیان نشان دهد بر آنان چه می‌رود و در جهان، صدایی ببخشدشان که در غیراینصورت آن را نخواهند داشت.می‌فهمند که قربانی نوعی ظلم‌اند، نوعی خشونت بی‌جا و با پذیرفتنم به‌واسطه‌ی یک عکاس، خواسته‌هایشان را به جهان و احساسات جهانیان عرضه می‌کنند».</p>

<p>بیننده، نکت‌وی را برای نخستین بار با این جملات آن‌هم پس از طی یک‌سوم از زمان فیلم، رودررو و به‌دور از هیاهو؛ در برابر دوربین می‌بیند. گویی‌که حضورش در این سکانس‌ها را فقط منوط به بازتعریف همان فلسفه‌ی ژرف عکس‌هایش دانسته و ناباورانه هم می‌بینیم که طی این مستند، هیچ از منظر یک مخاطب، آنچه که خود از حماقت بشر دیده و در دیدگان ما نشانده را سرزنش نمی‌کند.</p>

<p>حال‌آنکه خشم‌اش در عکس‌هایی که نمایش‌شان مابین فیلم حین پخش موسیقی قوی پس‌زمینه‌ هر از چندگاه از تکاپوی صحنه‌ها می‌کاهد و خروشی خاموش را در پشت چشمان خیره‌مان می‌افکند؛ آشکارا مشهود است. آنجاکه نکت‌وی از کشتار۱۹۴۴روآندا به‌عنوان نامفهوم‌ترین وضعی که به چشم خود دیده، یاد می‌کند؛ عکس تلخی پیش روی‌مان مکث کرده که نه کشته‌ای در آن دیده می‌شود و نه قاتلی ... فقط کوهی از خنجر، افتاده در پای عده‌ای که به تماشایشان ایستاده‌اند.</p>

<p>عکسی که نه ترحمی درون‌اش است و نه خشمی. فقط نقل فقدان است و فرصت‌های بر باد رفته. عکسی صریح از مرگ ماست، با سکوت‌مان و تماشای لشگر خنجرهای برهنه‌ای که آزاد آمدند، کشتند و رها شدند. <br />
او در جایی از این مستند می‌گوید: «هدف اصلی کارهایم، نمایش در رسانه‌های جمعی‌ست. آنقدرها نمی‌خواهم این عکس‌ها به‌عنوان آثار هنری دیده شوند؛ حال‌آنکه شکلی از ارتباط‌ند. هرآنچه کرده‌ام که به چیزی ختم گشته؛ خرسندم کرده.</p>

<p>اما همیشه چیزهای بیشتری هم برای انجام دادن هست. هیچ‌وقت احساس تکامل نمی‌کنم؛ هیچ‌وقت احساس رضایتمندی از خودم نمی‌کنم. نمی‌توانم از واژه‌ی «خوشحال» هم در این‌باره بهره جویم، که همیشه کارهایم درگیر سوگ دیگران و بدبختی‌های مردمان بوده. در بهترین حالت، احساس رضایتی تلخ از خود دارم که شاید توجهی را جلب کرده و بدین‌واسطه‌ توجه مردم را بر این معضلات متمرکز کرده باشم. این، شاید آرام‌آم کند».</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/JNW-3-3.jpg' /><br/>
<small><small><span class="caps">JNW</span>-۳-۴– کامبوج - از مجموعه‌ عکس‌های مبارزه با <span class="caps">XDR</span>-TB. کودکی در آغوش مادرش که به‌شدت از مننژیت ناشی از سل درد می‌کشد / جیمز نکت‌وی / <span class="caps">VII</span></small></small>


</p>

<p>در همان دقایق آغازین فیلم، کارگردان با طرح هوشمندانه‌‌‌ی سکانسی از گفت‌و‌گوی مسئولین نشریه‌ی آلمانی <span class="caps"><span class="caps">STERN </span></span>در دفتر هامبورگ، بر سر انتخاب چندی از تکان‌دهنده‌ترین عکس‌های نکت‌وی به‌منظور انتشار، انگار که بیننده را عمداً دچار قضاوتی زودتر از موعد می‌کند. نخستین تعبیری که شاید از تماشای چانه زدن سردبیر و همکاران‌اش بر سر تعداد مردگان گورهای دسته‌جمعی بالکان و یا قربانیان قحطی آفریقا به ذهن‌ خطور می‌کند، وسعت سنگدلی‌ها و فرصت‌طلبی اهل رسانه در جلب نظر مخاطبین‌شان به هر قیمتی‌ست.</p>

<p>ولی بیننده به حقیقت این سوءتعبیر، هنگامی با گذشت چندین‌دقیقه از این صحنه پی می‌برد که پیش چشمان‌اش، هر لحظه بر بار رنج‌های هم‌نوعانی که تابه‌حال از وجودشان هیچ آگاهی نداشته افزوده می‌گردد و آنگاه که خود را در قبال تماشای نابرابری‌هایی که طی فیلم دیده، انگار واکسینه می‌بیند؛ از نکت‌وی جملاتی می‌شود:</p>

<p>«سخت است که رسانه‌ها را به‌سوی تمرکز بر مسائل حسّاس‌تر کشاند، تا به‌جای گریزاندن مخاطب از حقیقت، در تلاش برای بردن‌اش به ژرفای حقیقت باشند؛ تا نگران چیزی باشند که از خودشان بس مهم‌تر است ... هیچگاه اینکار آسان نبوده و گمان کنم که در این چندساله‌ی اخیر، که جامعه‌ بیشتر وسواس سرگرمی‌ و شهرت و  مد را یافته؛ دشوار و دشوارتر هم شده است.</p>

<p>آگهی‌دهندگان از اینکه محصولات‌شان، کنار عکس‌هایی از مصائب بشری نمایش داده ‌شود، خسته شده‌اند؛ چراکه موجب افت فروش‌شان می‌شود». این، دلیلی به‌واقع آشکار است تا که سنگینی بار ده‌ها مسئولیت ناکرده‌مان را به یاد آوریم و حق را به رسانه‌ای دهیم که در این بحبوحه، دغدغه‌ی برجسته‌سازی درد دیگران را در چشم مخاطب‌اش دارد. «عکاس جنگ»، اینچنین هوشمندانه چالش‌های اخلاقی فراروی نکت‌وی و ناشران عکس‌هایش را به‌تصویر کشیده است.</p>

<p>از میان معدود نقاط ضعف این اثر اما، که شاید آن را بتوان حاصل پیش‌آهنگی‌اش در ایجاد نوع کاملاً متفاوتی از آثار مستند عکاسانه دانست، عدم انسجام ساختاری اثر در مجموع، و پرش تیز و نا‌به‌گاه صحنه‌ها با فضاهایی سراسر متفاوت از هم‌ است که شاید همین، پاره‌هایی از آن را برای برخی، خسته‌کننده جلوه می‌دهد. به‌هر ترتیب آنچه‌که رسالت پنهان این مستند ایجاب می‌کند، همراه‌سازی بیننده با ذهنیات عکاس و حضور او در قلب منازعات و تضادهای ناگفته‌ی اجتماعی، از جنگ و نابرابری گرفته تا فقر و قحطی‌، به‌عنوان بستر واحد و جریان‌ساز داستان، علی‌رغم تشتت لوکیشن‌هاست.</p>

<p>وقفه‌ی طولانی و زیبای آخرین دقایق اثر بر نمایی از چهره‌ی محو نکت‌وی، در هوای غبارآلود و زردرنگ پیرامون معدن «کاوا ایجن» جاوه که نفس‌اش را بند آورده، آن‌هم از دریچه‌ی یک میکرودوربین دوم، به‌زعم من از ماندگارترین و لایه‌دارترین صحنه‌های «عکاس جنگ» است. اندکی پس از این صحنه که با صدای سرفه‌های پراکنده‌ی پیرامون و سکون سؤال‌برانگیز عکاس، القای حسّی از تنگنا و درماندگی می‌کند؛ دستی از میان این غبار تار، دست نکت‌وی را می‌گیرد؛ بلندش می‌کند و به درون آفتاب‌اش می‌کشد.</p>

<p>این، دست یک معدنچی‌‌ست. از جنس همان‌ رنج‌دیدگان در سایه‌ای که سی سال او به تصویرشان کشیده. همانانی‌‌‌که در نقطه‌ای دیگر از جهان، او را به جمع زخم‌خورده‌ی خود می‌خوانند تا که عکس‌هایش، طنین دردشان شود؛ حال از جا بلندش می‌کنند.طرح هبوط نامنتظره‌ی این دست و فصل واپسین اثر که دربرگیرنده‌ی تصاویری از حضور نکت‌وی هم‌پای معدنچیان، حین حمل قلوه‌سنگ‌های سنگین در دامنه‌ی کوه و پس‌زمینه‌ی گفته‌هایی کوتاه و عمیق از این عکاس است را می‌توان استعاره‌ای روشن از حیات مرموز و پرتلاطم وی دانست.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/JNW-3-6.jpg' /><br/>
<small><small><span class="caps">JNW</span>-۳-۵– جیمز نکت‌وی</small></small>


</p>

<p>استعاره‌ای از حضور مادام‌اش در مسیر پرسنگلاخی که رنج‌دیدگان جهان، هزاره‌ها ناگزیر در آن قدم نهادند و بار سنگین تاریخ پرجلال‌مان را به‌دوش کشیدند و او نخواست که بر دوش‌شان، از بالا و در روشنای خروارها نگاه ترحم‌آلود ببیندشان؛ که به‌واقع عادی‌ترین داشته‌هایش را قربانی نفی این آرامش کاذب و فرود از جایگاه شهروندی‌اش تا به پای آنان کرد۱ و طی این سی سال با عکس‌هایش، از محاق فراموشی صدهاساله به بیرون‌شان کشید.</p>

<p>این سکانس واپسین و ماندگار «عکاس جنگ»، با این دیالوگ از نکت‌وی همراه است:<br />
«بدترین چیز این است که به‌عنوان عکاس، احساس کنم از مصائب فرد دیگری سود می‌برم. این مدام در اندیشه‌هایم در رفت و آمد است. چیزی‌ست که هرروزه به فکرش‌ام؛ چراکه می‌دانم اگر بگذارم حس راستین دلسوزی، مغلوب خواسته‌های شخصی شود؛ روح‌ام را فروخته‌ام. تنها راهی که می‌توانم از آن طریق، وظیفه‌ی خود‌ را تبرئه کنم؛ احترام به تنگناهای دیگران است. هر اندازه که چنین کنم، به همان اندازه دیگران می‌پذیرندم و من هم به‌همان اندازه خودم را می‌پذیرم».</p>

<p>و واپسین پرده‌ی عکاس جنگ؛ عکسی باز تلخ از دورنمای متروک خانه‌های درهم‌شکسته‌‌ی خیابانی از چچن و چشمان خیره‌ی یتیمی‌ با ردی از اشک، بر چهره‌ی چرک‌آلودش است که دیگر نوانخانه‌ای هم در شهر نمانده. <br />
چشمان این کودک هم، خیره به ماست. </p>

<p><strong>پانوشت: </strong></p>

<p><small>۱- دنیس اونیل؛ بهترین دوست نکت‌وی، در جایی از فیلم می‌گوید: « امکان یک زندگی معمولی تضاد اصلی‌ست ...  و او همین را برای زندگی فعلی‌اش قربانی کرده. خانواده داشتن را؛ شهرنشینی را ... او همه‌چیزش را وقف کارش کرده». </p>

<p>-	شهادت‌نامه- <a href="http://www.jamesnachtwey.com">وب‌سایت </a>شخصی جیمز نکت‌وی <br />
-<a href="(http://www.war-photographer.com/en/index.html)</small>">	وب‌سایت</a> اختصاصی مستند عکاس جنگ</p>

<p><strong>توضیحات تصاویر:</strong></p>

<p><small><span class="caps"><span class="caps">JNW</span></span>-۳-۱– عاشورا – کربلا / جیمز نکت‌وی / <span class="caps"><span class="caps">VII</span></span><br />
<span class="caps"><span class="caps">JNW</span></span>-۳-۲– پوستر مستند عکاس جنگ<br /><br />
<span class="caps"><span class="caps">JNW</span></span>-۳-۳– بالکان - صحنه‌ای از مستند «عکاس جنگ»<a href="www.photographer.com">اینجا کلیک کنید</a><br /><br />
<span class="caps"><span class="caps">JNW</span></span>-۳-۴– کامبوج - از مجموعه‌ عکس‌های مبارزه با <span class="caps"><span class="caps">XDR</span></span>-TB. کودکی در آغوش مادرش که به‌شدت از مننژیت ناشی از سل درد می‌کشد / جیمز نکت‌وی / <span class="caps"><span class="caps">VII</span></span><br /><br />
<span class="caps"><span class="caps">JNW</span></span>-۳-۵– جیمز نکت‌وی</small></p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>








<hr /><span style="font-size: 12px;">
<b>بخش پیشین</b><br>
• <a target="_blank" href='http://zamaaneh.com/radiocity/2010/08/post_568.html'>در سوگ رنگ‌های روزگار</a><br></span>






















</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/radiocity/2010/09/post_577.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/radiocity/2010/09/post_577.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">هفت هنر</category>


<pubDate>Wed, 01 Sep 2010 17:12:57 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>آخرین وضعیت زندانیان سیاسی و مدنی کرد</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p><strong><small>روز گذشته رحیم رشی، پس از گذشت چهل‌وسه روز به اعتصاب خود پایان داد.رحیم رشی، روز بیست‌وهشتم تیرماه توسط نیروهای امنیتی در مهاباد دستگیر شد و فردای همان روز در اعتراض به بازداشتش دست به اعتصاب غذا زد.پسر رحیم رشی درگفت‌وگو با زمانه می‌گوید: «پدرم در پی درخواست و فشار خانواده، اعتصاب غذایش را شکست؛ چون وضعیت وخیمی داشت و همه‌ی ما نگران از دست دادن جان او بودیم.»<br />
</small></strong></p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/rahim-rashi.jpg' /><br/>
<small><small> رحیم رشی</small></small>


</p>

<p>سوران رشی ادامه می‌دهد: «با توجه به این که وضعیت جسمانی پدرم به شدت وخیم بود و حتی نمی‌توانست روی پاهایش بایستد و به درستی حرف بزند، با گذشت بیش از چهل‌روز بازهم به اعتصابش ادامه می‌داد و این برایش خطرناک بود.»</p>

<p>وی، علت اعتصاب رحیم رشی را اعتراض به بازداشت و شکنجه در زندان عنوان می‌کند و می‌گوید: «پدرم قصد داشت تا آزادی‌اش به اعتصاب غذا ادامه دهد، ولی در پی فشار و درخواست خانواده پس از چهل و سه روز به اعتصاب خود پایان داد.»</p>

<p>سوران رشی توضیح می‌دهد که پدرش در مدت اعتصاب چندین‌بار به بهداری منتقل شده و در روزهای پایانی اعتصاب نیز به خاطر خطرات احتمالی به وی سرم غذایی وصل کرده بودند.به گفته‌ی وی، مسئولان بهداری یک‌روز قبل از شکستن اعتصاب غذا به رحیم رشی تاکید کرده بودند که در صورت ادامه‌ی این اعتصاب، جان خود را از دست خواهد داد.</p>

<p>گفته می‌شود این زندانی کرد پس از بازداشت در مهاباد، بلافاصله به بازداشتگاه اطلاعات سپاه در ارومیه منتقل و مورد شکنجه واقع شد.هم اکنون نیز پس از چهل‌وچهار روز بازداشت، هنوز در زندان عمومی مهاباد در بلاتکلیفی به سر می‌برد.برپایه‌ی این گزارش، قرار بازداشت سه شهروند دیگر که با رحیم رشی بازداشت شده بودند به مدت چهارماه تمدید شد.</p>

<p>تشدید فشارها بر فعالان فرهنگی کرد هم‌چنان ادامه دارد. طی روزهای اخیر، بهزاد کردستانی، شاعر و نویسنده‌ی کرد نیز بازداشت شده و هم‌چنین یکی از زندانیان سیاسی در ارومیه به علت عدم رسیدگی پزشکی جان خود را از دست داد.</p>

<p><strong>تمدید چهارماه بازداشت</strong></p>

<p>بلاتکلیفی رحیم رشی درحالی است که هنوز تکلیف سه شهروند دیگر که با وی دستگیر شده بودند، مشخص نیست و قرار بازداشت‌شان به مدت چهارماه تمدید شده است.به گزارش پایگاه خبری- تحلیلی روانیوز، واحد دستمردی، صلاح احمدی و حسن خان پایا روز بیست‌و‌هشت تیرماه در شهر مهاباد توسط نیروهای امنیتی دستگیر شدند و پس از چهل روز آنان ابلاغ گردیده که تا چهار ماه دیگر در بازداشت موقت بسر می برند.<br />
این سه شهروند کرد بلافاصله پس از بازداشت، به بازداشتگاه اطلاعات سپاه ارومیه منتقل و طی روزهای گذشته به مهاباد برگردانده شدند.</p>

<p><strong>بازداشت و بلاتکلیفی فعالان فرهنگی</strong></p>

<p>در حالی که هنوز وضعیت مختار هوشمند، فعال فرهنگی پس از گذشت سه‌ماه مشخص نیست، بهزاد کردستانی شاعر و نویسنده‌ی کرد نیز طی روزهای اخیر در شهر مریوان توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.<br />
یک منبع مطلع به زمانه گفت: «دادگاه انقلاب شهر مریوان یک روز پس از بازداشت بهزاد کردستانی،   قرار بازداشت موقتی را به مدت یک‌ماه برای وی صادر کرده است.»</p>

<p>این منبع مطلع با اشاره به این که هنوز مکان بازداشت این فعال فرهنگی کرد معلوم نیست گفت: «با توجه به این که چندین‌بار خانواده‌ی وی به اداره‌ی اطلاعات مریوان مراجعه کرده‌اند، ولی تاکنون هیچ جوابی دریافت نکرده‌اند.»<br />
بهزاد کردستانی، شاعر و نویسنده‌ی کرد روز سه‌شنبه دوم شهریورماه از سوی نیروهای اطلاعات در حوالی منزل خود در شهرستان مریوان دستگیر شد.</p>

<p>این فعال کرد پیش‌تر نیز از سوی ستاد خبری اطلاعات شهرستان مریوان، چندین بار احضار و مورد بازجویی قرار گرفته بود.بهزاد کردستانی، نویسنده، شاعر و از جمله فعالان مدنی اجتماعی شهر مریوان است که طی سال‌های گذشته تلاش‌های زیادی در زمینه‌ی محیط زیست و به ویژه مهار آتش‌سوزی شهر مریوان و سروآباد انجام داده است.</p>

<p>از سوی دیگر در ادامه‌ی فشارها بر فعالان فرهنگی کرد، مختار هوشمند که در مریوان بازداشت شده بود، هم‌چنان در بلاتکلیفی به سر می‌برد.مختار هوشمند، فعال مدنی پس از هشتادوهفت روز بازداشت، روز بیست‌وششم مردادماه به زندان عمومی مریوان منتقل شد.</p>

<p>روز دوم خردادماه، ماموران امنیتی شهر مریوان با ورود به منزل شخصی مختار هوشمند، پس از تفتیش و بازرسی محل زندگی وی، او را بازداشت کردند و کیس کامپیوتر، برخی مدارک شخصی و تعداد زیادی از کتاب‌های این هنرمند را با خود بردند.</p>

<p><strong> مرگ یک زندانی سیاسی کرد</strong></p>

<p>یک زندانی سیاسی کرد به علت عدم رسیدگی پزشکی در زندان جان خود را از دست داد.کاوه کردی مقدم، زندانی سیاسی کرد اهل اشنویه که در زندان ارومیه به‌سر می‌برد، روز هفتم شهریورماه سال جاری، در بیمارستانی در ارومیه جان خود را از دست داد.</p>

<p>به گزارش مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، این زندانی سیاسی که به بیماری سرطان معده و ریه مبتلا بود، از یک‌ماه پیش در مرخصی دیرهنگام استعلاجی برای درمان بیماری قرار داشت، اما به دلیل تاخیر در درمان و پیشرفت بیماری سرانجام درگذشت.</p>

<p>بر پایه‌ی همین گزارش پزشکان از مدت‌ها پیش نسبت به وضعیت وخیم کردی مقدم هشدار داده و به مسئولان گفته بودند که باید در بیمارستانی مجهز تحت مداوای پزشک متخصص قرار گیرد، اما مسئولان تا ماه گذشته با درخواست مرخصی استعلاجی وی مخالفت می‌کردند.</p>

<p>سرانجام وی به دلیل عدم رسیدگی پزشکی در زندان و تشدید بیماری، قریب به یک ماه پیش به بیمارستانی در شهرستان ارومیه منتقل شد.کاوه کردی مقدم در سال ۱۳۸۹به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی»، توسط شعبه‌ی یک دادگاه انقلاب ارومیه به تحمل سه حبس تعزیری محکوم شده بود.<br />
 </p>

<p><strong>محکوميت دو شهروند کرد به حبس</strong></p>

<p>دو شهروند کرد به اتهام همکاری با احزاب مخالف حاکمیت در ارومیه به حبس محکوم شدند.به گزارش آژانس خبری موکریان، در ادامه‌ی فشارها بر شهروندان کرد، رشيد پيشگير، اهل نقده و شمس‌الدين شهسوار، اهل یکی از روستاهای ارومیه از سوی دادگاه انقلاب اسلامی به زندان محکوم شدند.رشید پيشگير که هم‌اکنون در زندان اروميه به سر می‌برد به اتهام «همکاری با احزاب غير قانونی» از طرف دادگاه انقلاب به يک سال زندان محکوم شده است. هم‌چنين شمس‌الدين شهسوار به اتهام «همکاری با احزاب مخالف نظام» به سه ماه حبس محکوم شد.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/special/2010/09/post_1355.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/special/2010/09/post_1355.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">ایران</category>


<pubDate>Wed, 01 Sep 2010 16:34:34 +0000</pubDate>
</item>

</channel>
</rss>